-	بنیاد ها و بنیان های شاهد بر آینده اندیشی «خطوط نخست کتاب رساله ی زمان آماده برای انتشار»
  بنیاد ها و بنیان های شاهد بر آینده اندیشی هر بیانیه ی سودمند راجع به آینده، می باید در ابتدا مضحک به نظر برسد... قانون دیتور[1]   بنیاد های آینده اندیشی و باریخ شناسی، به مجموعه پیش پنداشت ها یا مفروض هایی گفته می شود که مورد پروای آینده اندیشان به عنوان مفروض ها یا پنداشت های پذیرفته شده است. این پنداشت ها چارچوبی را شکل و محتوا می بخشند که «دریچه نگرش» آینده اندیشان و باریخ شناسان را به «زاویه دید» کاوش در ساحت پر ابهام آینده معطوف می دارد. باریخ شناسان از همین دریچه نگرش می توانند به آینده ی زمان به عنوان «مرکز نگاه» خود بنگرند. باورواره های اولیه بنیان هایی هستند که بر این بنیاد ها استقرار و به آن ها تکیه می کنند. اما قبل از این که باورواره های اولیه و بنیانین مطالعات آینده ها یا آنچه ما باریخ شناسی می خوانیم را مرور کنیم باید به باورواره مرکزی [2] یعنی موجودیت، و وجود زمان نگاه بیافکنیم.
  • باورواره مرکزی مطالعات آینده ها – باریخ شناسی –
    • باورواره بنیادین در آینده اندیشی و مطالعات آینده ها: زمان

پرنده ها هرگز دیرشان نمى شود.

هیچ سگى ساعتش را نگاه نمى كند.

و گوزنها نگران فراموش كردن تولدها نیستند!

فقط انسان، زمان را اندازه مى گیرد.

و ساعت را اعلام مى كند.

و به همین دلیل فقط انسان است؛

 كه از ترسى فلج كننده، رنج مى برد!

ترس تمام شدن وقت...

از رمان "The time keeper"

زمان چیست؟ چرا رو به جلو حرکت می کند؟ آیا واقعی است؟ مفهوم زمان یکی از اسرارآمیزترین مفاهیم در تاریخ فیزیک بوده است و در حال حاضر نیز از مسائل دشوار فیزیک معاصر به‌شمار می‌رود. توجه به زمان به واسطه موجودیت عینی آن است یا به وجود انضمامی آن بستگی دارد؟ زمان را باید به عنوان وجود وابسته آن، به مکان و انسان تعریف کرد؟ یا انسان و مکان را در رودخانه زمان، باید مورد کاوُش قرار داد؟

به این گونه، زمان شناسی instantology است؛ و بخش بنیادین زمانه شناسی در آنچه من forinstant یاhuistory  می نامم، جلوه گر می شود. در این باند پرپهنای هستومندی زمان است که مسأله «چیستی زمان» و «کیستی زمان»، از زیباترین و درعین حال بغرنج ترین مسائل فلسفی به شمار می رود. فلاسفه برای شکافتن این موضوع از دیرباز به طبیعیات روی می آوردند، و از آن مدد می جستند. کهن‌ترین اندیشه ثبت شده در فلسفه غربی درباره ی زمان، گفتاری از پتاهوتپ (سده‌های ۲۶۵۰-۲۶۰۰ پیش از زایش) اندیشمند مصر باستان است که می‌گوید: «هنگامه‌ی برآوردن خواستی (میلی) که از پی می‌آید را از دست نده، چرا که هرز دادن زمان، نفرینی برای روح است.». وداها، کهن‌ترین نوشته‌های فلسفه هندی و آیین هندو که پیشینهی آن به پایان هزاره دوم (پیش از زایش) می‌رسد، شرحی از کیهان‌شناسی هندو می‌دهد که در آن کیهان چرخه‌های پیوسته‌ای از آفرینش، نابودی، و نوزایی را از سر می‌گذراند. چرخه‌هایی که هر کدام ۴،۳۲۰،۰۰۰ سال به درازا می‌کشد. فیلسوفان یونان باستان، کسانی چون پارمنیدس و هراکلیتوس، مطالبی درباره سرشت زمان نوشته‌اند[1].

شاید هم بتوان هستی شناسی فره کودس (600 ق.م)[2] را کهن ترین نگاه به این موضوع در دیرینه حیات اندیشه ورزی آدمی دانست. دیدگاه های او پژواکی از اسطوره های اورفئوسی است. از همین رو از دیرینه ترین رگه های هستی شناسی و جهان شناسی یونانی است. اندیشه های او به اسطوره آفرینش در آیین زروانیان ایرانی نزدیک است. آیین زروانی مکتبی بدعت آمیز از دین زرتشت خوانده شده است که در اواخر عصر هخامنشیان پدید آمد و رواج یافت. بنیان گذار این آیین، گروهی از روحانیون جوینده و دانشور زرتشتی بودند که تحت تأثیر اندیشه های زمان محور بین النهرین قرار گرفته و به سه گانه انگاری - تثلیث – در یزدان شناسی اعتقاد داشتند. آنان چنین می پنداشتند که اورمزد یا اهوره مزدا و اهریمن، برادرانی همشکمند و زروان [3]یا خدای زمان، به عنوان برترین نیروی عالم، پدر و زاینده آن دو است. زروان پس از زایش آن ها و سپردن شهریاری و سالاری جهان بدانان، هر چند عزلت گزیده و به کنار رفته است، اما برترین و والاترین اراده در عالم، در نهایت ازآنِ اوست. در شماری از متون زرتشتی، ردپای مذهب زروانی كاملاً آشكار است؛ همچون «گزیده‌های زادسپرم» و «مینوی خرد». رساله‌ای نیز به نام «علمای اسلام» یك‌سره نمودار عقاید زروانی است. اما بیش‌ترین آگاهی ما از این مذهب و اسطوره‌های آن حاصل گزارش‌ها و نوشته‌های منتقدانه‌ی نویسندگان مسیحی است.

اما در این میان باید به اسطوره های آفرینش بازگردیم و به پویش و ردّیابی زمان در این گستره روی آوریم. اسطوره‌ی آفرینش همواره جایگاه برجسته و كلانی در میان اسطوره‌های اقوام مختلف جهان داشته است؛ چرا كه بیان كننده‌ی محور و بنیان كیهان شناسی[4] و یزدان شناسی[5] آن مردم و نشان دهنده‌‌ی منشأ و خاستگاه جهان هستی و چند و چون پیدایش آن و روند و آرمان حیات است. اسطوره‌، تفسیر و تحلیل انسان كهن است از جهان هستی كه ماهیتی فراتاریخی و متافیزیكی و قداست و اصالتی خدشه ناپذیر در نزد وی دارد و لذا هرگز نمی‌توان اسطوره‌ها را در چارچوب عقلانیت مدرن، فهم و تحلیل نمود[6]. اما، باید باور داشت که این همه ناشی از همت بلند انسان اندیشه ورز برای کاوُش عقلایی برای کشف و ادراک بوده است، و اگر چه تغییرو تحول پذیرفته است و گفتمان های نوینی پدید آورده است، ولی دقایق گفتمانی خود را به اعصار پسینی خود پرتاب کرده است.

بر همین منوال است که اندیشه های فره کودس را باید نزدیک به زروانیان دانست. او معتقد بوده است که سه وجود یا سه ذات ازلی وجود دارد: «کرونوس » یا مبدا زمان، «زئوس » یا مبدا زندگی و «ختومیه » یا الهه زمین. سه عنصر آتش و دم هوا و آب از کرونوس پدید آمده و از آن ها نسل های متعدد خدایان پیدا شده است[7]

 

[1] https://fa.wikipedia.org/wiki/فلسفه_فضا_و_زمان

[2] فره کودس pherekydes اهل سوروس نویسنده ی یونانی پیش از میانه قرن ششم که دارای اثری منثور به نام «پنج ورطه» یا «پنته موکوس»، است.

[3] zorvan

[4] Cosmology

[5] Theology

[6] برای مطالعه : کریستنسن، ارتور، (1376)، مزداپرستی در ایران قدیم، ترجمه یذبیح الله صفا، انتشارات هیرمند. چارلز زنر ،روبرت، (1375)، «طلوع و غروب زردشتي‌گري»، ترجمه‌ي تيمور قادري، انتشارت فكر روز.  ص 50 ـ 349

 

[7]گمپرتس، تئودور، (1375)، متفکران یونانی، ترجمه: محمد حسن لطفی، انتشارات خوارزمی، ج 1، ص 105 و 106.

انتهای پیام/

تاریخ انتشار : ۱۴ فروردین ۱۳۹۷ ساعت ۰۷:۴۹
امتیازدهی به مطلب
اشتراک گذاری
فیسبوک توئیتر گوگل پلاس فیس نما کلوب تلگرام واتس اپ
دیدگاه ها
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
جستجو در سایت
آب و هوا
لطفاً صبر کنید ...
نظرسنجی

سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟

اوقات شرعی
اوقات به افق
اذان صبح
طلوع خورشید
اذان ظهر
غروب خورشید
اذان مغرب
خبرنامه
حدیث
امام حسین (ع) : بخشنده‌ترین مردم کسی است که به آنکه چشم امید به او نبسته، بخشش ‌کند.