«اوباما و گفتمان سلبی یا ایجابی آمریکا»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی قدس به قلم مهدی مطهرنیا است كه در آن می‌خوانید؛در این ایام جهان شاهد بروز و ظهور تحولاتی است که در آینده، تأثیرات بسزایی را از خود به جای خواهد گذاشت. آمریکایی ها به رهبری باراک اوباما، لحظات سرنوشت سازی را تجربه می کنند که نه تنها برای آنها، بلکه برای کل جریان به واسطه قدرت بازیگری بالای آمریکا - که با وجود فراز و نشیبهای افول گرایی آن، هنوز هم حرف نخست را در بازی های بین المللی می زند- اهمیت زیادی دارد. اعلام اینکه آمریکا طرح سپر دفاع موشکی خود را در چک و لهستان متوقف می کند و همراه شدن آن با اعلام طرح سیاست امنیتی آمریکا در این منطقه با محوریت بزرگ نمایی تهدید ایران با گفتمان زیرکانه خوف و رجا، از بازنگری جدی سیاستهای امنیتی واشنگتن، توسط اوباما خبر می دهد.

اوباما در حال انتقال نگرش گفتمان امنیت منفی یا سلبی به گفتمان امنیت مثبت و ایجابی و نهادینه کردن آن در ساختار حکومتی آمریکا است.

وی بر آن است که موضع نومحافظه کاران را که سلبی و با نفی دیگران همراه بود، از طریق باز تعریف ضمنی مفهوم امنیت به سوی محوریت آمریکا جذب نمایند و در این راه هزینه های آمریکا را کاهش دهد.

اوباما معتقد است نباید آمریکا تحریک پذیر باشد، بلکه باید به کشوری حرکت آفرین تبدیل شود. او به هیچ وجه نمی خواهد روی تشک رقبا و کشورهای مخالف آمریکا بیاید و مغلوب رقبای کم وزن خود شود و از کشورهای به اصطلاح عصیانگر ولی کوچک ضربه بخورد، بلکه بر آن است که آنها را بر روی تشک خود بیاورد و با مدیریت بهینه انرژی، از آنها بهره برداری مطلوب به نفع آمریکا را ساماندهی کند.

او معتقد است آمریکا پیش از این روی تشک خاورمیانه و با نام «امنیت جهانی» بازی می کرد، جهانی شعار می داد و منطقه ای عمل می کرد؛ ولی اکنون باید جهان را بر روی تشک آمریکا آورد و هوشمندانه به مدیریت قدرت در راستای گسترش و تعمیق امنیت آمریکایی نایل آمد. لذا منطقه ای شعار می دهد، جهانی عمل می کند و به آمریکایی و منافع آمریکا می اندیشد. او اکنون دریافته است که نمی توان در دنیای امروز به کلان قدرتها- به تنهایی- توجه کرد، بلکه باید روش قدرتها را نیز جدی گرفت و آنها را در مسیر مدیریت بهینه قدرت، سازماندهی نمود. لذا بیش از آنکه به حکومت بر جهان از منظر گفتمان امنیت منفی فکر کند، به مدیریت بر جهان از طریق تأکید بر گفتمان امنیت مثبت می اندیشد.

سخنرانی های او، مملو از بازتعریف تعهدات آمریکا برای جهان آزاد است: تأکید اولویت دار او بر خلع سلاح یا محدودسازی زراد خانه های هسته ای قدرتهای بزرگ گرفتار بر کشورهایی چون ایران، اسلام آرایی زیرکانه وی در قاهره در خطاب نوروزی به ملت ایران، پای پوش در آوردن و به مسجد ترکیه سر زدن و... همگی نشان از همین زیرکی دارد.
او بر آن است که دکترین هشتم امنیتی آمریکا مبتنی بر جنگ پیشدستانه نومحافظه کاران را با رهبری خویش در رأس نودموکراتهای آمریکا، به دکترین نهم امنیتی آمریکا- که من آن را دکترین دموکراسی پیشروانه نام می نهم- انتقال دهد.
اوباما تلاش دارد در پرتو این معنا و در ارتباط با ایران، از یک سو با اعلام مذاکره بی قید و شرط با این کشور را به سوی ابراز یک صدای بزرگ- یک نه بلند یا یک آری بلند- هدایت کند و از سوی دیگر با بازی ایران جهت گریز از میدان این صدای بزرگ، اجماع جهانی علیه ایران را با هزینه های بسیار پایین تر مدیریت کند. تقلیل سطح بازی ایران با آمریکا به سطح منطقه ای با اعلام مذاکره با ایران حاصل می شود و درست به همین دلیل است که بی پرده از مذاکره مستقیم با ایران سخن می گوید، چرا که اسرائیل و بعضی از دولتهای منطقه را با نگرانی های معنادار روبه رو می سازد و از سوی دیگر با دادن چراغ سبز کم رنگ به اسرائیل از طریق «جوبایدن» جهت حمله به ایران، انتقال خشم ایران از آمریکا به سطح اسرائیل را مدیریت می کند. به عقیده اوباما و تیم امنیتی او، ایران باید در خاورمیانه محدود و سطح بازی این کشور را منطقه ای نمود و سپس آن را کنترل و احیاناً به راحتی و سهولت بیشتری نابود نمود.

با این اوصاف، پرسش اصلی این است که آیا این خبر یعنی چشم پوشی آمریکا از طرح سپر دفاع موشکی تغییری راهبردی، تاکتیکی یا اجرایی است؟ در پاسخ باید بگویم، تغییر در هر سه سطح مدنظر است. هدفهای راهبردی و چشم انداز در آمریکا تغییر نمی کند. چشم اندازها ترسیم می شوند، هدفها تبیین و تدوین می گردند و سپس راهبردها در چارچوب ترکیب بهینه هدفها، منابع و روشها طراحی می گردند.

آمریکایی ها در پرتو همین تغییر است که تئوری پیش رسانه خود را با عنوان Pre-جژصعدشس تغییر خواهند داد و به دکترین دموکراسی پیشروانه تبدیل خواهند نمود.

هم اکنون آمریکا با این اقدام، نظریه ایران هراسی را از سطح مجازی- منفعتی به سطح عینی- عملیاتی هدایت می کند. اندازه هایی از ایران به دست می دهد که به متحدان غربی خود آرامش دهد، رقبای شرقی خود را جذب کند و کشورهای منطقه را علیه ایران بسیج نماید. وی قدرت موشکی ایران را باوجود تلاش نومحافظه کاران، با برآوردهای واقعی تر بیان می کند.

اوباما تأکید دارد، بوش ارزیابی درستی از تهدید ایران داشته، اما رفتار درستی در قبال ایران اتخاذ نکرده است، لذا باید طرح نوی متناسب و مناسب با تهدید ایران عرضه شود که رقبای شرقی بویژه روسیه را از صحنه دفاع از ایران خارج و به سوی جذب و جلب و سپس بر ضدایران در قبول تحریمهای بیشتر متمایل سازد و چه برگ آماده تر و بهتری از سپر دفاع موشکی و چشم پوشی موقتی از آن. در عین حال، وی با بیان سطح فعالیت موشکی ایران در کلاس کوتاه برد و میان برد، همکاران و متحدان اروپایی خود را آرامش می بخشد و بر ادامه تلاش آمریکا با طرح موسوم به « SM3S » در ایجاد سپر دفاع موشکی برای متحدان غربی خود در آینده تأکید می کند.

بعد از این رویدادها است که وزارت خارجه روسیه به طور رسمی و طی بیانیه ای سخنان احمدی نژاد در باب هولوکاست را محکوم می کند و زمزمه های همکاری بیشتر روسیه و آمریکا از آن سوی قفقاز شنیده می شود. در دنیای پرشتاب امروز منافع دایمی وجود ندارد، همه در این آوردگاه به فکر منافع خویش اند. روس ها نیز از این امر مستثنا نیستند و اتفاقاً سابقه تاریخی نشان داده است به هر کشوری نباید اطمینان کرد.
بر روسها و انگلیس ها بیش از همه باید مظنون بود.

بازیاب





نوع مطلب: تحلیـل و بررسـی، 


کارشناس مسائل سیاسی

مهدی مطهرنیا متولد 1344،عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم و کارشناس مسائل سیاسی؛ صاحب تالیفاتی چون: قدرت، انسان، حکومت؛ تبیین نوین بر مفهوم قدرت در سیاست و روابط بین الملل؛ درآمدی بر تحلیل پدیده های سیاسی؛ هویت، خشونت و توسعه پایدار و دیپلماسی عمومی امریکا در برابر ایران.

صفحات جانبی
جستجو

آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :