یک کارشناس مسائل بین المللی گفت از آنجا که قدرتهای بزرگ بدنبال اطمینان درونی خود هستند، خلع سلاح هرگز اتفاق نخواهد، اما دستیابی به پیمانهایی که زمینه ساز ایجاد حالت مطمئن در کاربرد سلاحهای غیرمتعارف باشد، مثبت است.

دکتر مطهرنیا کارشناس مسائل بین الملل در مورد چالشهای پیش روی آمریکا و روسیه برای امضای پیمان جایگزین استارت 1 گفت: پیمان جدید جایگزین استارت 1 در چارچوب اراده قدرتهای حاکم در معادلات جهانی، به ادعای مقامهای این دو کشور به عملیاتی شدن نزدیک شده است. لذا اگر این اراده را محصول دانش و بینشی بدانیم که خود را در کالبد رفتارهای سیاسی و کنشهای متفاوت این قدرتها نشان می دهد، باید در سه سطح تحلیل، فرصتها و تهدیدهای ناظر بر آن را مورد توجه قرار دهیم.

وی به اظهارات مقامهای مسکو و واشنگتن در مورد امضای قریب الوقوع پیمان جایگزین استارت 1 اشاره و خاطرنشان کرد: در چارچوب یک روشمندی بحث باید به نکاتی توجه کرد که یکی از آنها تفکر و ذهنیت حاکم بر آمریکا و روسیه است؛ در عصر حاضر تفکر حاکم بر ایالات متحده آمریکا با گذر از نئو کانها به نئودمکراتها به رهبری "باراک اوباما" مبین نوعی واقعگرایی انتقادی است. به عبارت دیگر از منظر مبانی معرفتی تغییر و تحولی که در حوزه رفتار شناسی سیاسی آمریکا در حال رخ دادن است پذیرش نوعی بنیادهای معرفت شناسانه واقع گرایی انتقادی است که در شعار "تغییر" و "ما می توانیم" اوباما ظهور و بروز می کند.

تلاش اوباما برای کاهش تنشهای بین المللی

این استاد دانشگاه در ادامه سخنان خود افزود: در روند روی کار آمدن اوباما تئوریها و دکترینهای حاکم بر تشکیل نظریه ها و تئوریهای امنیتی و سیاسی در چارچوب تغییر و تحول از شعار "یا با ما باشید یا بر ما" خطاب به نظام بین الملل برای ظهور نظم جدید به شعار کلیدی اوباما تبدیل می شود که می گوید: جهان بدون آمریکا قابل اداره شدن نیست و آمریکا هم بدون دیگر کشورهای جهان توانایی مدیریت بر رویدادهای جهانی را نخواهد داشت. لذا می بینیم که با تغییر و تحول مبانی معرفتی و پارادایم های حاکم بر آن دکترینها تغییر کرده و دکترین معطوف بر یکجانبه گرایی نئو کانها تبدیل به "تک چند قطبی" می شود.

در این فضای تک چند قطبی ایالات متحده آمریکا می کوشد که لبه های اصلی اصطکاک خود را در مرحله اول با قدرتهای بزرگ و پس از آن با قدرتهای متوسط منطقه ای چالش برانگیز با خود حل کند. لذا می بینیم که اوباما در ارتباط با مسائل مربوط به خلع سلاح و همچنین مسائل هسته ای وارد یک ادبیات خاص می شود که در آن پیش از فشار آوردن به کشورهای هدف مخالف خویش، بر مبنای تئوری بنیادهای معرفتی به نقد درونی پرداخته و معتقد است قبل از اعمال فشار بیشتر به کشورهایی مانند ایران و کره شمالی[ دو نوع فعالیت متفاوت] در جهت محدود سازی هسته ای آنها وارد آید، به نکته ای اشاره می کند که نخست باید کشورهایی مانند آمریکا در این مسیر پیشگام بوده و در اجرای بندهای متوجه محدود کردن سلاحهای هسته ای خود در چارچوب ان پی تی، زمینه ساز شکل گیری مقررات کاهش سطح تسلیحات غیرمتعارف در جهان شوند.

وی با اشاره به سخنرانیهای "باراک اوباما" در پراگ و سخنرانیهای پیش از آن که در همین راستا ایراد شده تاکید کرد: حداقل در حوزه ادبیات می بینیم که دولت آمریکا شعار تغییر را در این زمینه دنبال کرده، اگر چه در عمل پس از ارزیابی چالشهای پیش روی این کشور می بینیم که هنوز راه درازی تا عملی شدن این شعار در پیش آن است. همچنین در وادی عمل می بینیم که ایالات متحده در نظر داشته که در مسیر اهداف استراتژیک و بازتعریف آن در جهان زمینه های اصطکاک خود با دیگر قدرتها نظیر چین و روسیه را به حداقل برساند.

برای این کار کوشیده است با عدول از مواضع قبلی در حداقل استقرار سپر دفاع موشکی در اروپا، به طراحی جدیدی روی بیاورد که حساسیت کمتری را در چارچوب ذهنیت امنیتی روسیه به جای بگذارد. همچنین انتخاب ادبیاتی متفاوت در موضوع گرجستان و مسائل آبخازیا که محل تنش بین واشنگتن و مسکو است و تعلل در ارتباط با گسترش ناتو به شرق نشانگر این است که اراده نئودمکراتهای آمریکا بیش از نئوکانها در راستای ایجاد فضای مناسب برای حل تنشهای مذکور به کار گرفته شده است.

اگر چه دسترسی به یک پیمان جدید برای جایگزینی استارت 1 به سرعت امکان پذیر نیست اما دور از دسترس نیز نخواهد بود، به هر حال باید منتظر بمانیم و ببینیم که وقایع جهانی چه گزاره هایی را بر کنشگران این موضوع دیکته خواهد کرد.

در ارتباط با چین نیز نوع برخورد با مسائل تبت و "دالایی لاما" رهبر جدایی طلبان این منطقه و نیز سفر مقامهای آمریکا به چین که اگر چه گفته شد دستاوردی نداشته و چینی ها در مورد تحرکات واشنگتن اقناع نشده اند، اما این موارد نشان داد که محیطهای اصطکاک بین آمریکا و چین کاهش یافته است. همانطور که صاحبنظران معتقدند رفع تنشهای موجود بین دو کشور به این سهولت با یک دیدار و یا گذشت یک سال حل نمی شود، ولی آنچه که مسجل هست این است که آمریکا خواسته خود را برای کاهش اصطکاک با چین دنبال می کند.

دکتر مطهر نیا در بخش دیگری از سخنان خود نقش کلیدی چین در جامعه بین المللی بعنوان یک کنشگر فعال و کشوری که در حال تبدیل شدن به یک ابرقدرت جهانی است، مورد تاکید قرار داده و گفت: چین نیز در پی آن نیست که سطح اصطکاک خود را بیش از این با آمریکا افزایش دهد، و در عین حال فرصت را غنیمت می شمارد که با تکیه بر توسعه اقتصادی و نفوذ بر بازارهای پولی و مالی جهان بتواند در چارچوب امتیاز دهی آمریکا در زمان اوباما حداکثر بهره برداری را از شرایط کنونی داشته باشد.

وی در ادامه یاد آور شد: با توجه به این مسائل من معتقدم اگر چه دسترسی به یک پیمان جدید برای جایگزینی استارت 1 به سرعت امکان پذیر نیست اما دور از دسترس نیز نخواهد بود. به هر حال باید منتظر بمانیم و ببینیم که وقایع جهانی چه گزاره هایی را بر کنشگران این موضوع دیکته خواهد کرد. این در حالی است که جهان امروز با چالشهای بزرگی از جمله امنیت روبرو است. این مسئله که اذهان بسیاری از نخبگان و حتی لایه هایی از توده های مردم را به خود مشغول کرده، اگر چه جهان از منظر قدرتهای حاکم بر جهان جهانی نسبتا امن بوده و اراده آنها بر امنیت جهان حاکم است ولی احساس عدم امنیت در جهان رو به تزاید است و یکی از دلایلی که می تواند از منظر روانی کارکرد داشته باشد همگرایی قدرتهای بزرگ با یکدیگر جهت حفظ امنیت جهانی است.

این استاد دانشگاه موضوع کشف دو و نیم کیلو اورانیوم غنی شده در یک خودروی آلمانی در زمان "بیل کلینتون" را مطرح کرده و گفت: در این زمان بود که کلینتون اظهار داشت "دیگر جهان برای هیچ کس امن نیست" لذا حفظ امنیت جهان از این منظر در لایه های گوناگون جوامع جهان اثر فزاینده ای به جا می گذارد. از طرف دیگر امروز آمریکا مدعی است که با ریزقدرتهایی روبرو است که با دستیابی به سلاحهای غیرمتعارف می توانند در قالب تحرکات تروریستی هراسی بیش از گذشته را ایجاد کنند، به همین دلیل حفظ غلظت امنیتی جهان در چارچوب معادلات بین المللی از اهمیتی مضاعف برخوردار می شود.

در عین حال ایالات متحده در زمان نئوکانها و تجربه ای که از هشت سال تحرک "جرج بوش" بدست آوره به این نتیجه رسیده که بدون توجه به همکاریهای بین المللی و با هزینه های کمتر نمی تواند به اهداف خود دست یابد، لذا قدرت هوشمند را به میدان آورده و اولین گزینه اجرایی قدرت هوشمند این است که در صورت لزوم نهادهای جدید را باز تعریف کرده و با ساختارهای نوین بر جهان نه حکومت که در قالب این سازمانها بر آن مدیریت کند.

به همین دلیل به نظر می رسد دولت آمریکا تلاش دارد با درک واقعیتها و از طریق قدرت هوشمند ضمن شکست انحصارات با همگراییهای بین المللی هزینه های مدیریت بر جهان را سرشکن کرده و با قرار گرفتن در راس هیئت مدیره قدرتهای بزرگ، جایگاه جدیدی را برای مدیریت قدرت در جهان بازتعریف کند. اینها نکاتی است که به نظر می رسد از منظر کارشناسی سیاسی باید مورد توجه قرار گیرد، حال اینکه حوزه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نیز دارای پارامترهایی است که در این معنا می توانند تاثیرگذار بوده و بعنوان شاخصه های موثر بر این موضوع مورد توجه قرار گیرند.

آمریکا ناگزیر از همکاری با کشورهای دیگراست

  
امروز حتی نئوکانهای بسیار تندرو هم دریافته اند که این کشور دیگر مانند گذشته نمی تواند به حفظ قدرت و رویکردهای خود در بافت موقعیتی جدید ناشی از رشد عناصر ارتباطی و دیگر وجوه فناوری و نیز شکست انحصارات علمی توسط کشورهای جهان بپردازد.
دکتر مطهرنیا

به گفته دکتر مطهر نیا مطلق نگری در حوزه سیاست می تواند خطرناک باشد، زیرا باید توجه داشت که دستیابی به اهداف سیاسی بویژه در ساحت امنیتی آن بسیار مشکل و ثقیل است اما برداشتن هر گام کوچکی در این راه می تواند پیامدهای بسیار تاثیرگذاری بر معادلات جهان داشته باشد. لذا با توجه به این مسائل باید گفت که موضوع خلع سلاح هیچگاه در جهان اتفاق نخواهد افتاد و قدرتهای بزرگ حتی برای بدست آوردن اطمینان درونی خودشان هم شده به انباشت مقدار ضروری از سلاحها اقدام خواهند کرد. 

 آنچه که مسجل هست بیان این نکته است که دستیابی به پیمانهایی که بتواند در حد مقدور زمینه ساز ایجاد حالت مطمئن تر از گذشته در ارتباط با کاربرد سلاحهای غیرمتعارف هسته ای شده و یا امکان پیشرفت آن را محدود کند، خود امری مثبت است و جهانی که به آزادی و اطمینان بیشتر می اندیشد باید از تحرکات کشورهای بزرگ حتی در اندازه های تعریف شده و محدود فعلی نیز حمایت خود را اعلام کند.

دکتر مطهرنیا در پاسخ به این سوال که میزان واقعی و جدی بودن شعارهای مطرح شده از سوی رئیس جمهور آمریکا برای خلع سلاح هسته ای جهان چقدر هست، پاسخ داد: در این مورد دو دیدگاه وجود دارد یکی اینکه اوباما چقدر در این مسئله جدی است و دیگر اینکه نظام سیاسی آمریکا تا چه حد آماده این اقدام بوده و با وی هماهنگ است، به اعتقاد من شخص اوباما در این امر تا حدی جدی است اما تردیدهای اصلی به ساختار قدرت در آمریکا باز می گردد که عناصر نومحافظه کار و رادیکال نظامی در آن چالشهایی جدی را برای وی بوجود می آورند.

با این حال چیزی که می تواند امیدواری را در این زمینه افزایش دهد، جبری است که واقعیتهای جهان هم اکنون در چارچوب تشدید آگاهی بین المللی بر ساختار قدرت در ایالات متحده وارد می کند، امروز حتی نئوکانهای بسیار تندرو هم دریافته اند که این کشور دیگر مانند گذشته نمی تواند به حفظ قدرت و رویکردهای خود در بافت موقعیتی جدید ناشی از رشد عناصر ارتباطی و دیگر وجوه فناوری و نیز شکست انحصارات علمی توسط کشورهای جهان بپردازد. همچنین ما هم اکنون شاهد شکل گیری ریز قدرتها و تاثیر قدرتهای کلان دیگر بر تصمیم سازیها و تصمیم گیریهای بین المللی هستیم و آمریکا بدون همراهی با آنها نخواهد توانست به حداقلهای اهداف خود دست یابد.

وی در بخش پایانی سخنان خود امضای پیمان جایگزین استارت 1 را زمینه ساز تحرکاتی در خاورمیانه دانست که از جمله محدودسازی دستیابی به انرژی هسته ای را در پی خواهد داشت و این محدودسازی شامل انرژی هسته ای صلح آمیز نیز می شود، چرا که با امضای پیمان جدید جایگاه آمریکا و کشورهای امضا کننده این پیمان افزایش می یابد.

منبع خبرگزاری مهر





نوع مطلب: تحلیـل و بررسـی، 


کارشناس مسائل سیاسی

مهدی مطهرنیا متولد 1344،عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم و کارشناس مسائل سیاسی؛ صاحب تالیفاتی چون: قدرت، انسان، حکومت؛ تبیین نوین بر مفهوم قدرت در سیاست و روابط بین الملل؛ درآمدی بر تحلیل پدیده های سیاسی؛ هویت، خشونت و توسعه پایدار و دیپلماسی عمومی امریکا در برابر ایران.

صفحات جانبی
جستجو

آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :