– اندیشکده آینده پژوهی سیمرغ باریخ:
امروزه آینده پژوهی به عنوان یک رشته جدید و پویا در مراکز علمی و مجامع آکادمیک مورد توجه قرار گرفته است. در ایران نیز این رشته علی رغم نوپا بودن با توجه به اهمیت آن در جهان پیچیده کنونی، علاقه مندان بسیاری را جذب خود کرده است. راه اندازی دوره دکترا و کارشناسی ارشد این دیسیپلین علمی فرارشته ای در دانشگاه های برتر ایران چون دانشگاه بین المللی امام خمینی ره، دانشگاه تهران، دانشگاه علم و صنعت، و صنعتی شریف، بر اهمیت آینده پژوهی – مطالعات آینده ها – افزود و به این ترتیب در میان اصحاب علم به ویژه افرادی که خواهان تعریف عملیاتی از علم در وجوه گوناگون زندگی هستند؛ جایگاهی مهم یافت.
در همین بستر است که با رشد و پیشرفت این دیسیپلین یا نظم واره علمی، در میان لایه های گوناگون جامعه؛ چالش نام و مفهوم آینده پژوهی هویدا شد. چرا که توده های مردم و طبقات گوناگون آن؛ حتی برگزیدگانی چون نخبگان و روشنفکران جامعه؛ آینده پژوهی را به دلیل فهم مبهم آینده و ابهام و خطای تخمینی بیش از حد ادراک آن؛ به نوعی دور از دسترس، ناشدنی و گاه منطبق با بدبینی های بسیار تشویش برانگیز می دیدند؛ بر آن شدیم که دانشواژه ای اثربخش را بیابیم که در در کنار تاریخ و در امتداد گذشته و حال زمان بتوان از آن بهره برد. این دانشواژه همان باریخ است.
در این راستا دپارتمان باریخ شناسی – آینده پژوهی- با همکاری تعدادی از اساتید و پژوهشگران این رشته قصد دارد صفحه ای را به صورت مجزا به آینده پژوهی اختصاص داده تا پدیده های مختلف را با نگاهی آینده پژوهانه به تحلیل و بررسی بنشیند. اولین مطلب از این مباحث با عنوان «باریخ شناسی چیست؟» در پی تعریف آینده پژوهی می باشد. خواندن این خطوط می تواند ما را به شما معرفی کند. این متن را در ادامه می خوانید

– باریخ شناسی چیست؟
” گذشته رفته است، تنها خاطره اش با ما است. حال هم، بسیار گریزپا است. تنها این آینده مملو از عدم قطعیت است، که در اختیار ما است. سرنوشت به معنای قطعیت نیست.جهان را می توان تغییر داد. آینده را سرنوشت نام ننهیم”.
م. مطهرنیا*

اگرکوچکترین واحد زمان را در زبان پارسی “آن”، بدانیم به گونه ای که پارسی زبانان میگویند: “درآنِ زمان حادثه رُخ داد”، میتوانیم مطالعه‌ی “آنِ زمان” را “آریخ شناسی”؛ بخوانیم. پژوهش در گذشته‌ی زمان را “تاریخشناسی”، بگوییم؛‌ و کنکاش پرگستره ی آینده ی زمان را “باریخ شناسی” بنامیم؛چراکه گذشته ی زمان “تارخ”‌ آنِ زمان است واز «گذشته تـــااکنون»را در برمی گیرد.
در “تاریخ”، به دنبال ریخت شناسی گذشته ی زمان هستیم.آینده زمان، “بارخ” آنِ زمان است و از «آنِ زمان بـــــه آینده» ‌را در بردارد. در: باریخ”، به دنبال آن بر می آییم تا به ریخت شناسی آینده ی زمان بپردازیم. پس میتوان به قرینه ی خوشایندی برای گویش به زبان پارسی در موردآینده پژوهی دست یافت که در افق قرینه ای “تاریخ شناسی”؛ “باریخ شناسی”؛ راهم وزن و هم سنگ می سازد. نخستی، به ساخت گذشته ی زمان پروا دارد و دومی ساخت آینده ی زمان را مورد پروا قرار می دهد. اگر در زبان انگلیسی “History”به معنای تاریخ است؛ “Hue – story”،بامخفف”Huistory”، میتواند نشاندهنده ی باریخ باشد.
بر آن نیستم که به سبک کلاسیک و در بند گزاره های جدی پوزیتویستی به بیان دلایل آفرینش واژه ی “باریخ”، بپردازم. نزدیک به دو دهه است که در کلاس های گوناگون علوم سیاسی و روابط بین الملل تدریس کرده ام. نزدیک به یک دهه است که به تدریس عملیات روانی و رسانه، برای نیروهای عملیاتی در ارتش پرداخته ام. چندین ترم است که تبلیغات سیاسی، افکارعمومی، و رسانه را در دانشگاه، ارائه می دهم. تعداد سخنرانی هایی را که از سال های ۱۳۷۵ تا اکنون در دانشگاه ها، و مراکز رسمی لشگری – کشوری، داشته ام از دستم خارج شده است.
زمانی که دانشواژه ی “پرسمان”؛ را در اوایل سال ۱۳۷۷ و پس از پیروزی دوم خردادی ها و گسترش “گفتمان”در انتخابات؛ به قرینه به کار بردم؛ به ناگاه در همه جا شنیده شد. من برای این واژه فلسفه ی خاصی را در سر پرورانده بودم. گسترش این واژه ی نو در پهنای باند و ژرفای اندیشه ورزی در سرزمین اهوراییم “ایران عزیز “خشنودم ساخت.

به همین ترتیب، گاه، تلاش دارم در برابر واژگان بیگانه با در دیدداشتِ هویت دانشواژه ی مورد هدف”واژگان پاره ای پارسی”،مناسب با هویت و متناسب با کاربرد آن برایش فراهم آورم یا به قولی دست و پا کنم. “فرپندار”، از این نمونه است؛ که در برابر “سناریو”؛ قرارداده ام. اما”بــــاریخ”، از آن دست واژه ها است که نه برای بازتعریف یک واژه ی بیگانه ؛ که برای ساخت و پرداخت و نو آوری در آفرینش یک واژه ی جدید هم چون “پرسمان”، به کار آمده است. این دست واژگان را با پروای مطالعاتی که در تبلیغات داشته ام و سرک کشیدن هایی که از نظر تجربی و علمی در رسانه داشته ام؛ “واژگان اثربخش”، می خوانم.
آنتونی پراتکانیس و الیوت آرُنسون در “عصر تبلیغاتِ” خود فصلی را به کلمات اثر بخش اختصاص داده اند. آن ها بیشتر به تبلیغات تجاری و اندکی هم به تبلیغات سیاسی پروا نشان داده اند. در قسمتی از این کتاب می خوانیم :”… شیوه ی توصیف یک محصول و نحوه ی معرفی عمل مناسب افکار ما را جهت می بخشد و واکنش شناختی ما را در باره ی آن پیام به سمت خاصی سوق می دهد. ما به وسیله ی برچسب هایی که برای معرفی یک شیئ یا رویداد به کار می بریم؛ می توانیم به گونه ای آن را تعریف کنیم که باشیم، از پیش اقتاع شده باشد”(پراتگانیس و آرُنسون،۵۷:۱۳۸۵).
ویژگی اصلی “واژگان اثر بخش” که موجب می شود کاربرد این اصطلاح برای آن ها شایسته باشد؛ خاصیت اقناع سازی آن ها است در مصاحبه ی امتحان جامع دکترای آینده پژوهی بود که استاد بسیار عزیزی از اساتید بزرگ آینده پژوهی – که برحسب اتفاق به کاربرد این واژه توسط این دانشجوی کوچک خود حساس بود – از من در باب همین موضوع پرسش کرد؛ ‌به همین پاسخ اشاره داشتم. اقناع سازی واژگانی که تیتر می شوند و در مقام “ایدئوگرام”، قرار می گیرند، آن است که “پیش اقناع کننده”،‌هستند.
تا می گوییم بـــــاریخ”، “تـاریخ” در ذهن حضور دارد و این “قرینه سازی ” اقناع گر است. این کلمات بنا به برداشتِ و.ه. ورکمایستر، “زمزمه شده”، هستند. کلمه هایی که دارای بار مثبت اند؛ ولی در مضمونی که به کار می روند، معمولا پر ابهام اند. من در اینجا در پی آن بودم و هستم که این ابهام را در ارتباط با باریخ، و به میزانِ توان و داشته ی علمی خود کاهش دهم.
تاریخ تبلیغات و جنبش های گوناگون چون جنبش هاس اجتماعی – سیاسی، گواهی بر این واقعیت است که رفتار مردم به نام ها و عناوینی که برای تفسیر یک واقعه، یا وضعیت به کار می رود؛ بستگی دارد. کاربرد واژه ی آینده پژوهی در ادبیات پارسی با پروای این معنا که آینده برای بسیاری از مردم دست نیافتنی تر از گذشته است، و هستی آرایی و معرفت زایی در باب آن بیشتر با جبرگرایی و فرجام آرایی های خرافی هم آغوش شده است؛ تا حدود زیادی مقاومت برانگیز است.
همین چند وقت پیش در دانشگاه محل تدریس خود، به استادی برخوردم که دارای دکترای روابط بین الملل است این استاد گرانسنگ،‌ در پاسخ دانشجویانم که در ارتباط با آینده پژوهی و فرپندارآفرینی های من در مقاله ی “فرپندارهای آینده سوریه”،‌پرسیده بودند؛با لبخندی عالمانه،‌فرموده بودند :بله، ایشان دیگر رمالی می خوانند!!من تا حدودی به این استاد حق می دهم سال ها پیش و در ایام کودکی می شنیدم که به شیمیدانان و فیزیک دانان هم؛ کیمیاگر و جادوگر لقب می دانند. اما؛ همین موضوع تلاش برای کاربرد واژه ای برای بیان آینده اندیشی در زبان پارسی را که اثربخشی بیشتر و قدرت پیش اقناع گری فزون تری داشته باشد؛ برایم برجسته تر ساخت.
قدرت تاثیر کلمات و برچسب ها بر نحوه ی دریافت ما از جهان به اوضاع و احوال دیگری نیز تعمیم داده می شود. یکی از پدیده های مستند و متکی بر شواهد بسیار در روانشناسی اجتماعی، “مصادره به مطلوب”، است . معنای این اصطلاح در این جا ، آن است که تعریف یک وضعیت به گونه ای خاص اغلب رفتار را بر می انگیزد که در نهایت سبب تحقق آن تعریف می شود ده ها آزمایش نشان داده است دانش آموزانی که به طور تصادفی “باهوش تر”، خوانده شده اند؛باهوش تر هم عمل کرده اند. همین امر در آینده پژوهی تکاملی و آینده پژوهی انتقادی نیز کاربرد دارد. در این پارادایم ها یا آیین های آینده پژوهانه یا به قول ما باریخ شناسانه، آینده در نصویری که از آن در حال می سازیم حضور دارد. من می گویم این آینده اگر چه ظاهر نیست؛ ولی، حاضر است. از سویی دیگر ما با کاربرد واژه ی باریخ شناسی به جای آینده پژوهی، این دیسیپلین یا سامانه ی منظم دانش بنیان، را به نفع خود مصاره می کنیم و در پرتو این نام به بازتعریف دریافت های خود از بیگانگان، باز آوری تجارب گذشتگان، و باز آفرینی های مورد نیاز برای گسترش و ژرفا پذیری آن در کشورمان روی می آوریم.

همیشه بر این باور بوده ام که اهل اندیشه باید واژگان را در آغوش کشند؛ چون آن عاشقی که معشوق در بغل می گیرد. یا رقصنده ای که باعشق خویش تانگو می رقصد. باور دارم که واژگان جان دارند و باید به آنها عشق ورزید. این برای من بسیار مهم بود که به خاطر داشته باشیم که کلمات قدرت از پیش اقناع کردن را دارند. این تعریفی که از واژگان داریم و کاربردی که در واژگان اثربخش دنبال می کنیم؛ افکار و احساسات و تصورات ما را هدایت می کند.
برآنیم که در کنار شما، و با راهنمایی و کمک مردمان خوب و سرزنده ی سرزمین بزرگ ایران زمین؛ این گزاره را در مرز و بوم اهورایی مان که بیش از هر زمانی به فردای روشن نیاز دارد؛ گسترش و ژرفا بخشیم:
“آنانی که به باریخ می اندیشند؛ تاریخ ساز می شوند”.