|
بارها گفته ام و بار دگر می گویم که من دلشده این ره نه بخود می پویم در پس آیینه طوطی صفتم داشته اند آنچه استاد ازل گفت بگو، می گویم
مهدی مطهرنیا بارخدایا با خلوص وارد شدم ؛ با خلوص از این سطور خارجم ساز وقرارده از برایم ... توجه : بهره برداری از این مطلب و انتشار آن با اجازه ی نگارنده مجاز است باید اذعان کنم که با پروای همین مهم بود که بر این نکته پای فشردم که امریکایی ها با" قدرت هوشمند و دکترین گسترش دمکراسی هدایتی" ؛ در جایگاه نهمین دکترین امنیتی امریکا ، بر آنند که در سه سطح عرصه را بر ایران تنگ نمایند: 1-
2- در عرصه ی منطقه ای با ایران هراسی و برجسته سازی آن در قالب تلاش ایران برای رسیدن به قدرت هسته ای و تاریخ قدرت یابی ایران در منطقه در بستر تبارشناسی تاریخ منطقه ای ایران در چارچوب یک امپراتوری منطقه ای .
3- در عرصه ی داخلی با حکومت گریزی ودر قالب رودرویی نخبگان حکومتی ، واگرایی و رودرویی رهبران انقلابی، قشارهای اقتصادی و متاسفانه استفاده ازتعداد قابل توجهی از نبود خرد سیاسی در مدیریت جامعه ملی در سطوح گوناگون حیات اجتماعی و ...
در این گستره بود که زمینه های پیاده سازی "جنگ نامتعادل "ی که آن اندازه بر آن پای می فشاردم فراهم می شد.ارکان این جنگ عبارتند از :
1- کنش رسانه ای : در این سطح کنشگر برتر بر آن است که با در دیدداشتِ جایگاه رقیب در افکار عمومی در دوسطح نخبگان و توده ها با استفاده از رسانه های جمعی و مدیریت آن ها، بازیگر هدف را در مرکز فعالیت های رسانه ای قرارداده؛ و از این مسیر ، تصویری مجازی مناسب ومتناسب با اهداف خود از بازیگر رقیب ترسیم نماید.
2- جنگ روانی : کنش رسانه ای زمینه پرور و زمینه ساز آغاز جنگ روانی است. در این منزلگه تلاش می شود که دستگاه تصمیم ساز در کشور هدف دچار اختلال در سیاست گذاری هدفمند شده و بدین ترتیب زمینه ها و شزایط مناسب برای ایجاد ائتلاف و همبستگی بر علیه بازیگر رقیب در سطوح گوناگون فراهم آید. در این بیان به واقع جنگ روانی ادامه دهنده ی عملیلت رسانه ای به هدف ایجاد واکنش منفی بر علیه تصویر مجازی به دست آمده از کنشگر رقیب در کنش رسانه ای است.
3- جنگ نظامی : در زمانی که تعارض بین دو بازیگر در سطح واقعی بودن خود و مجازی بودن رقیب صورت می پذیرد؛ در حقیقت اقدام نظامی برعلیه واقعیت وجودی کنشگر رقیب و حقیقت قدرت کنشگر حمله کننده صورت می پذیرد. در چنین وضعیتی کنشگر عمل کننده با قدرت حقیقی خود به قدرت مجازی و بزرگ نمایی شده ی رقیب در قالب ائتلاف در لایه های گوناگون برخورد می کند. نتیجه آن که تلاش می کند با مدّت زمانی کمتر و هزینه ای به مراتب کمتر از زمان واقعی آن با تلفاتی پایین تر به اهداف نظامی خویش نایل آید.
الگوی جنگ نامتعادل
Aبرآورد استراتژیک اولیه از کشور مهاجم. B برآورد استراتژیک اولیه از کشور هدف. B برآورد استراتژیک مجازی از کشور هدف. C فضای جنگ روانی. D فضای جنگ نظامی. کنش رسانه ای A بر ضد B = E
در چنین الگویی رقیب کنشگر A با سیاست آسیب پذیری مجازی برای خود، قدرتش را آسیب پذیر نشان داده و قدرت های هم سو با خود را به همراهی در جهت برخورد با قدرت بزرگ شده ی B فرا می خواند. در همین ضمن رقیب را در بافت انحراف اطلاعاتی واشتباه در ارزیابی دقیق قرار می دهد . از سوی دیگر با بزرگ نمایی قدرت رقیب در چارچوب "قدرت مجازی "، از طریق کنش رسانه ای همگرایی در میان اردوگاه خودی را افزایش و زمینه پرور اجماع بین نیروهای دور و نزدیک با دیدگاه های خود و نگران از قدرت یابی قدرت کشور هدف ؛ می شود.
در این گستره، امریکا با کنش رسانه ای وسوء بهره برداری از شعارهای تند انقلابی بعضی از عناصر و عدم همگرایی میان نخبگان انقلابی و حکومتی و واگرایی های ناشی از رودرویی های پس از 22 خرداد، در داخل به واگرایی از درون روی آورد و همگرایی از برون را برعلیه ایران در دو سطح منطقه ای وبین المللی ایجاد کرد
امریکایی ها با سخنرانی اوباما مبنی بر امکان استفاده از بمب های اتمی محدود شده بر علیه ایران و کره شمالی ورود به سطح دوم از ارکان جنگ نامتعادل را کلید زدند و در صورت عدم مدیریت ملی انتخابات آینده ی مجلس نهم و امکان تزاید شکاف های موجود در آن امکان دارد در فضای بین انتخابات و تعطیلات نوروز در ایران تستی نظامی را در این ارتباط برای کلید زدن تحرک نظامی برعلیه ایران به آزمایش گذارند. عبور ناوهای امریکایی، انگلیسی و فرانسوی در پی فروش حجم بالایی از تسلیحات تهاجمی به خاورمیانه را نباید از نظر دور داشت. از سوی دیگر امریکا و متحدانش در پی آنند که با استفاده از قوانین جوجیتسو رقیب را به تحرک وادارند و از نیروی انباشته ی وی در برابر خود به نفع خویش در پرتاب آن استفاده کنند. در حالی که از سوی دیگر تلاس دارند که با ایجاد فشار بر کمر مقاومت در سوریه وارد عمل شوند این جا است که زدن یک جرقه از سوی اسرائئلی ها به این محیط عملیاتی امکان انفجاری مهیب دور از انتظار نخواهد بود به هر حال اسرار ازل را من نه دانم نه تو، اما بالاترین سر یا راز الهی "خرد انسانی" است که به عنوان والاترین خلقت الهی شایسته ی عقاب و پاداش شده است مراقب باشیم که بخردانه عمل کنیم.:
کار هرکس نیست خرمن کوفتن گاو نر می خواهد و مرد کهن
بارها گفته ام و بار دگر می گویم آن های گه به "بـــــــــاریخ " می اندیشند "تــــــــــاریخ" ساز می شوند . جز این تنها زمان سوزی را به دنبال خواهد داشت و پشیمانی را از پی خواهد آورد.
مراقب باشیم اگر خاورمیانه "هارتلند نو " است برای مدیریت آینده ی جهان ایران و خلیج همیشه فارس آن "نو هارتلند" ی است که تسلط بر آن برابر با تسلط بر تمامی هارتلند نو و حتا بیشتر آز آن اهمیت دارد چراکه قلب آن است. از این رو باید بسیار مراقب بود. سخنی نگوییم که عملی کردن آن از توانمان خارج؛ و عقب نشینی از آن آبرویمان را ببرد. در این جا است که دشمن شاد خواهیم شد.
من یک معلم کوچک و کارشناس رسانه ای سیاست ام که در آینده پژوهی دستی به آتش دارد؛ نه یک سیاستمدار یا حتا فعال سیاسی، ولی معتقدم در دنیای کنونی با پروای پیچیدگی های جهان امروز و بیش از آن عدم قطعیت های دنیای فردا، بسیاری از ما دچار "گیجی قدرت" شده ایم آنچه که در ادبیات سیاسی – امنیتی از آن تحت عنوان "Stupid power" یاد آمده است در حالی که ما به "قدرت هوشیارانه Consciously power" و "قدرت هنرمندانه Article power" ی نیاز داریم که انواع قدرت را از سخت، نرم، هوشمندانه و اغواگرایانه به گونه ای مدیریت کند که منافع ملی ایرانیان در گستره ی هویت دینی مردمان پاک سرشت این مرزوبوم حفظ و اهداف ملی تعریف شده ی ما حاصل آید .
بار دگر می گویم افغانستان و پاکستان در آینده ی دو قطبی جهان بین اردوگاه سرمایه داری دمکراتیک با پرچمداری امریکا و اتحاد با اروپا از یک سو و سرمایه داری اقتدارگرا به پرچمداری چین از سوی دیگر ، "استوانه ی بحران و مدیریت ناامنی " برای مدیریت اعمال قدرت برعلیه اردوگاه اقتدارگرای شرق آسیا خواهد بود از این نظر هارتلند نو و نو هارتلند در معادلات قدرت جایگاه ویژه تری خواهند یافت . ایران در پشت این استوانه ی بحران برای غرب از اهمیت بس ژئو استراتژیک تری برخوردار خواهد بود.به خاطر دارم در مقاله ای در ارتباط با ایران 1404 در فصلنامه اندیشه ی انقلاب اسلامی در حدودا سال 1383 به چاپ رسید بیان داشتم ما سریعا باید استراتژی سیاست خارجی خود را برای معین کردن شرکای استراتژیک خود در نظام بین الملل ترسیم کنیم و دکترین" مشارکت فعال در درون و انزواطلبی فعال از برون "را پی بگیریم . اما باکمال تاسف به نظر می آید به نوعی واگرایی فعال دردرون و دخالت فعال در بیرون روی آوردیم البته از قدیم گفته اند :صلاح کار خویش بزرگان دانند.
در حد خودم و در مقام یک معلم سیاست؛ بارها گفته ام و بار دگر می گویم بالاترین مصالح دینی ما تاکید بر منافع ملی ما است. سه الگو در خاورمیانه در جلوی دیدگان است الگوی اسلامی – ایرانی در تهران ؛ الگوی ترکی – اسلامی در آنکارا،والگوی سنتی – اسلامی در ریاض ؛ و در این جا تنها ملتی که دارای هویتی دینی است ایرانیان هستند که همواره حتا پیش از اسلام با تکیه بر هویت دینی خود رگ کردن برای دین داده اند امّا آیا در آینده هم همینگونه خواهد ماند سیگنال های موجود را باید بررسی کرد نمی توان با علم اجمالی به این پرسش پاسخ گفت یا خود را علامه دهر دانست و در مقام پیشگویی به آن پاسخ هایی از سر تمنیات درونی عرضه کرد.بارها گفتم بار دگر می گویم آنکارا امروز به عنوان پایتخت دیپلماسی در هارتلند نو به همگرایی با مغرب زمین به عنوان یک استراتژی پذیرفته شده روی آورده است ، ریاض پایتخت لجستیک آن است و در کنار تل اویو که پایتخت نظامی آن بوده است در یک همگرایی معنادار قرار می گیرند . اضافه شدن اسلام گرایی ترکی در قاهره و احیانا در دمشق این حلقه را کامل تر خواهد کرد. آینده پژوهان باید در حوزه های جامعه شناسی، سیاست، روابط بین الملل و امنیت فعالانه به این موضوعات بیاندیشند، وبه پاسخگویی به چنین پرسش هایی بنشینند؛ و حکومت مردان باید شجاعانه نتایج عالمانه پژوهش های آنان را پذیرا یاشند. آن ها تنها تصمیم سازند ؛ فردا تصمیم گیرندگان اند که باید در محضر خدا و تاریخ و باریخ این مرزو بوم پاسخ گو باشند پس :
بسی گویم گفته ام بارها بود کیش من مهر دلدارها. سه شنبه چهارم بهمن ماه 1390 مطابق با شهادت ثامن الائمه علی بن موسی ارضا و تقدیم به او نوع مطلب: پله ی جهان، سیاست، آینده پژ<هی، کارشناس مسائل سیاسی مطالب اخیر آرشیو سایت پیوندها صفحات جانبی آمار سایت کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
|
||||