|
انتشار این نوشتار به دلیل چاپ نسخه ی انگلیسی آن نیاز به مجوز دارد. باراك اوباما نخستین راهبرد دفاعی امریكا را پس از ماهها آینده اندیشی، درباره كاهش بودجه نظامی به طور رسمی با حضور وزیر دفاع این كشور اعلام كرد. راهبرد دفاعی امریكا بر ارتش كوچك و چابك و انعطافپذیر تاكید دارد تا بتواند توان رهبری امریكا را برای قرن 21 حفظ كند. این سند راهبردی از اهداف پیشین دفاعی امریكا كه برای دو جنگ هم زمان، تعریف شده بود، فاصله گرفته است.با پروای مطالب زیرمی توان به ژرفا اندیشی بیشتری درباره این سند دست یافت: - یک دهه پیش بر این باور پای فشردم که نظم آینده بین المللی بر اساس دو قطب سرمایه داری دمکراتیک با پرچمداری امریکا و سرمایه داری اقتدارگرا با پرچمداری چین، محتوا خواهد پذیرفت. - دراین دوران شبه جنگ پنهانی میان قدرت های بزرگ با ابرقدرت باقی مانده ازجنگ سرد، در جریان است. این شبه جنگ،"جنگی پنهان" ی است که نه سرد است، نه گرم، بلکه منازعه ای است که د ر آن ابرقدرت جهانی در مقاومتی پنهانی از سوی متحدان و رقبای خود برای استمرار قدرت قرن بیستمی اش در قرن بیست و یکم روبرو است. تجربه ی سه جنگ جهانی در قرن گذشته به آن ها آموخته است که در منازعه های منتهی به جنگ های آشکار با یکدیگر وارد نشوند و حتا هزینه های جنگ های سرد خود رانیز به جوامع پیرامونی انتقال دهند.آوردگاه مرکزی این شبه جنگ جهانی "هارتلند نو" است. - چندی پیش بیان داشتم؛مرکزیت کانونی این شبه جنگ در"نوهارتلند"، است. جغرافیای این نوهارتلند ایران؛خلیج فارس؛ و بخش جنوبی عراق –فلات ایران – است. همین نوهارتلند است که قلب نظم نوین جهانی آینده را شکل و محتوا خواهد بخشید.ایران با تعریفی که از نظر ادبیات سیاسی، فرهنگی، تاریخی، ژئو پلتیک، ژئو استراتژیک، ژئو اکونومیک و ... داراست، در مرکز کانونی این نوهارتلند می درخشد و نقطه ی گره ای تلاقی قدرت های بزرگ جهانی ( امریکا، اروپای متحد و چین ) در شکل دهی و محتوابخشی به نظم نوین جهانی است.متنی که در کرانه ی آن "استوانه بحران"آینده ی جهان- افغانستان و پاکستان - قرار دارد.استوانه ای که باید زمینه پرور مدیریت ناامنی برای ایجاد یک "شبه دیوار آهنین"، در برابر چین، مرکز سرمایه داری اقتدارگرا باشد.ازاینروامریکا باید برنامه ریزی دقیقی برای گرفتن گلوگاه قدرت رقبا در هارتلند نو طراحی، وبا بهانه ی 11 سپتامبر به هارتلند نو می آمد. نیرو در استوانه ی بحران پیاده می کرد.پرونده هسته ای ایران را برجسته نمایی می کرد قالب جنگ های نامتعادل را برای حضور در نوهارتلند تعریف عملیاتی می نمود. تا امروز بتواند با در نظر داشت بافت متن گسترش دانا یی ملت ها در برابر قدرت دولت ها در عصری که من آنرا" دوران نو تطبیق کرایی" نامیده ام،وبا در دیدداشتِ قدرت هوشمند؛ دکترین نهم امنیتی خود "گسترش دمکراسی امریکایی در جهان "را در هارتلند نو مدیریت کند. - این مدیریت موجب می شود امریکا با پرداخت هزینه هایی زود هنگام، آینده را برای خود حفظ کند؛ وبا پروای آنچه در جهان فردا ممکن است رُخ دهد بین بد و بدتر؛ به کنشی بد یعنی آشکارنمایی حضورمستقیم خود دراین منطقه ی حیاتی تن دردهد.از تشکیل دولت مستقل فلسطینی با وجود مخالفت تندروهای صهیونیسم پشتیبانی و به باز تعریف نقش این رژیم در مقام پایگاه نظامی خود اقدام نماید. نزدیکی و حمایت از الگوی اسلام گرای ترک به عنوان پایتخت دیپلماسی منطقه ای، و حفظ نقادانه ی مدل سنتی عربستان رادر دستور کار قرا دهد. ایجاد اجماع جهانی ومنطقه ای بر بنیاد تهدید برجسته نمایی شده ی قدرت ایران؛ برای گرایش دادن افکار عمومی از اسراییل به سمت ایران را پیاده سازی نماید. درهمین سالهای گذشته با هماهنگی اسراییل، 63 میلیارد اسلحه تهاجمی را برای اولین بار به همپیمانان خود درخاورمیانه بفروشد و این روزها هم با قوت تمام این روند را ادامه دهد وبر اندام ریزکشوری چون قطرجامه ی بزرگ قدرت پوشاند. - با در دیدداشت چنین منطق استراتژیکی؛ امریکا بر آن است که منازعات منطقه ای را به سمت آسیای شرقی سوق دهد.استوانه ی بحران را با مدیریت ناامنی در آن، پایگاه حضور امنیتی خود قرار دهد .حضور امنیتی خود را در عراق با خروج از وضعیت ظهور نظامی در این کشور تثبیت نماید.به هند رقیب منطقه ای چین نزدیک شود. ژاپن را در زرورق حمایت های خود حفظ کند . با در نگاه داشتِ بحران اقتصادی از آن به عنوان یک فرصت برای جهت دادن مرکز کانونی توانایی خود به "نوهارتلند" برای کنترل چین و برخورد احتمالی با ایران استفاده کند.وبا استقرار حکومتی جدید دردمشق روسیه را در بافت موقعیتی انفعالی قرار دهد. - گسترش ناتو به شرق و بازپروری نقش آن در دوران پس از جنگ سرد را فراموش نکنیم .تلاش برای حضور ناتو در کشورهای آسیای میانه و قفقازرا به یاد داشته باشیم .امروز ناتو به سادگی وارد معادلات فرا اتلانتیکی می شود و دبیر کل آن، این روزها با در دید داشت حمله نظامی به لیبی، بیان می دارد ما در حال حاضر برای حمله به ایران قصدی نداریم!! - در چنین گستره ای با پروای بحران اقتصادی و حساسیت های افکار عمومی توده های مردم در امریکا و در آستانه ی انتخاب چهل و پنجمبن رییس جمهور آمریکا است که دکترین جدید نظامی امریکا با هدف قراردادن آسیای شرقی در تکاپوی جهانی به گام ویگری برای پیاده کردن دکترین امنیتی امریکا در قرن بیست ویکم میلادی که توسط گروه کارشناسان امریکایی با مدیریت سناتورگری هارت وسناتور رادمن ؛ نگاشته شد؛ نزدیک می شود. امریکا نمی خواهد گالیوری در سرزمین لی لی پوت یعنی هارتلند نو باشد. باید به هارتلند نو و نوهارتلند می آمد تا در برابر اژدهای تازه بیدار شده ی چین صف ارایی کند ."گودزیلای چینی"تلاش داشت تا مانند کوه یخ در اقیانوس باشد که تنها قله اش پیدا است. رودروی ابرقدرت قرار نگیرد، بلکه به موازات رجز خوانی ها واقدامات تقابلی گاه و بیگاه اش در برابرآنچه رهبران مارکسیست چین "ببر کاغذی" خوانده بودند؛ آرام آرام زمینه های ابرقدرتی خود را هموار سازد.اما اینگونه که ازسند امنیت ملی امریکا در قرن 21 پیدا است،امریکایی ها دریافته بودند که این جغرافیا هدف کانونی آینده ی آن ها برای حفظ قدرت جهانی شان خواهد بود. - بر اساس پیشبینیهای اقتصاددانان، چین میتواند در شش سال آینده به بزرگ ترین اقتصاد ملی دنیا تبدیل شود. چین در هنگامه ی تلاش امریکا در مبارزه با آنچه تروریسم خواندبه هدف محاصره ی دو رقیب جهانی و منطقه ای خود – چین و ایران- بخشهای صنعتی، تكنولوژی، آموزش و زیر ساختی سرمایهگذاری كرد. نه تنها در چین بلكه در بسیاری از مناطق آسیا اقتصاد كشورها شكوفا شد. - اکنون است که امریکا، اولویتها و اولیت های خود را از نو تعریف میكند. دور شدن از آتلانتیك و نزدیكی به اقیانوس آرام مدتهاست كه در کانون تولید فكراستراتژیکی - امنیتی امریكا مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.اوباما در سفر سال گذشته خود به كشورهای اقیانوس آرام در برابر پارلمان استرالیا اعلام كرد كه ما آینده را در اینجا می بینیم. - امریكا برای نخستینبار می خواهد در استرالیا نیرو مستقر كند. حدود 2500 ناو دریایی در شهر شمالی استرالیا در داروین مستقرخواهند شد.این شهر به دریای جنوب چین بسیار نزدیك است و در این منطقه این كشور با همسایگان خود اختلافات ارضی و قلمروی دارد.امریكا نیز دعوت همسایگان چین برای حضور نظامی در كشورهای شان را با كمال میل می پذیرد. - به این ترتیب رقابت با چین امروزه افكار و تصمیم های نظام دفاعی – امنیتی امریكا را آشکارمی كند. در اقیانوس آرام یك رقابت تسلیحاتی جدید در حال شكلگیری است. همه خود را آماده می كنند تا همراه با رقابتهای اقتصادی و سیاسی به یك رقابت نظامی روی آورند.در این میان اروپا تاثیرات این بازنگری امریكا را لمس بیشتر از هر جغرافیایی لمس خواهد كرد.اگرچه اروپا در حاشیه این رقابتها قرارخواهد گرفت باید با حل احتمالی بحران اقتصادی خود؛با احتمال بالا سودای جدایی از امریکا را درمعادلات جهانی فراموش کند. همچنین دراین گستره و در چنین شرایطی اروپا باید بیش از گذشته برای تامین امنیت خود با تکیه بر منابع مادی و انسانی خود بیاندیشد. - دراستراتژی جدید پنتاگون، اروپا بعد از خاورمیانه و آسیا قرار گرفته است. خاورمیانه به دلیل منابع نفتی و حفظ امنیت اسرائیل برای ایالات متحده اهمیت دارد. با چنین شرایطی درسازمان پیمان آتلانتیك شمالی در آینده دعواها و بحثهای شدیدی درباره مسئولیت ها به وجود خواهد آمد.سهم امریكا در كل هزینههای نظامی ناتو امروز 75 درصد و 25 درصد بقیه هم بر عهده 27 عضو دیگر این سازمان است. هزینههای دفاعی امریكا از سال 2001 بیش از دو برابر شد. این یك خطا بود که اکنون امریکا با گذر از آنچه گفته آمد، در پی ترمیم آن برآمده است.اروپا هم در چنین شرایطی نباید از ایالات متحده الگو بگیرد. ضروری است كه اروپاییان به مسئله تقسیم بار و مسئولیتها روی آورند.شاید این اجبار اروپایی ها را متحدتر کند.
نوع مطلب: مقالات، استراتژی، پنتاگون، هارتلند نو، نوهارتلند، نظم نوین جهانی، سرمایه داری دمکراتیک، کارشناس مسائل سیاسی مطالب اخیر آرشیو سایت پیوندها صفحات جانبی آمار سایت کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
|
|