بیست و نهم خرداد 86
جهان آینده فراتكثرگرای مدنی است. سطوح بازی در این جهان از سه سطح كلان به حداقل پنج سطح فعال كلان تبدیل خواهند شد؛ سطوح میان فراملی و میان فروملی به این سطوح اضافه خواهد شد. انقلاب اسلامی بر آن است كه هویت خود را حفظ كند و در عین حال در چنین دنیایی «تداوم» داشته باشد.
    الگوی تصمیم سازی و تصمیم گیری در این جهان با این مختصات باید متناسب با آرایش شكلی و آرایش محتوایی این سیستم شكل پذیرد. آیا الگوهای سه گانه واقع گرایی، پراگماتیستی و ایدئولوژیك جوابگوی تئوریك و الگوسازی تصمیم گیری در حوزه سیاست خارجی خواهد بود؟ یا باید در پی بازآفرینی الگوی جدیدی بود كه متناسب با آنچه گفته آمد بتواند پارادوكسهای موجود را به پارادایم تبدیل كند؟ الگویی كه در آن منافع ملی و اهداف ملی تعریف پذیرفته درچارچوبه هویتی انقلاب ملت ایران و استمرار این انقلاب، درصدر قرار گیرد و روح تمام تصمیم سازی و تصمیم گیریها، متأثر از ایدئولوژی باشد. این كه ما «ایدئولوژی» را در رأس همه امور قرار دهیم؛ نه تنها در جهان امروز و بیش از امروز در دنیای آینده جوابگو نیست؛ بلكه در همین حال و درگذشته نیز نمادی منطقی برای حرمت نهادن به دین و ایدئولوژی به نظر نمی آید. «دین» و «ایدئولوژی» چیزی در ردیف توسعه و رشد، یا امنیت منطقه ای و امثال اینها نیست كه در هرم منافع ملی در رأس قرار گیرد و هم سنخ با آنها انگاشته شود، بلكه یك بار مفهومی و هویتی بسیار فربه دارد كه بایسته است به عنوان اصل بنیادین در باز تعریف دیگر وجوه منافع ملی به آن اهمیت بخشید.
به بیان دیگر چه در تعریف هر یك از مؤلفه ها و منافع ملی و چه در باز تعریف اولویت گذاری به آنها در هرم اهداف ملی باید به اولویت آن اندیشید ، و آن را به مثابه هویت تمامی عناصر پیش گفته مدنظر قرار داد. شاید با اندكی تساهل بتوان نام این الگو را «ایدئوپراگماتیك» نامید؛ كه در آن تنظیم هرم منافع ملی براساس قواعد پراگماتیستی تنظیم ولی هویت هر یك از مؤلفه های موجود در هرم، در چارچوب ایدئولوژی تعریف پذیر هستند. از این جهت واجد خصلت گفتمانی خواهند بود؛ چرا كه با بازتعریف كرده ایدئولوژی در بستر فضاها و زمانه های تاریخی؛ خواهد توانست خود را با امر واقع تعریف و همراه سازد و امر واقع را «به خود» و «در خود» هدایت كند. نخبگان این كشور در چارچوب چنین ساماندهی معنایی و الگوسازی رفتاری می توانند خود را از نوسانات ناشی از دغدغه های ذهنی و پارادوكس عینی میان منافع ملی و مصالح دینی رهایی بخشند؛ و با حل این پارادوكس، پارادایمی برای عمل برخاسته از منطق غنی دانایی فراهم آورند. ما در این جهان آشوب زده نمی توانیم به صورت سیستمی تعین پذیر وارد بازی شویم. رفتار ما باید غیرتناوبی ناپایدار جلوه كند و این رفتار باید در استخدام پایداری اندیشه ها عادات و رسومی باشد كه به این ملت تعلق دارد؛ و به عنوان میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. اینجاست كه «سنت» یا tradition از سنت پرستی جدا می شود.
    traditionalism، اعتقاد به اصالت تمامی رسوم و سنتی است كه در یك جامعه پذیرفته شده است؛ اولی می تواند موجد فرهنگ سیاسی و جامعه پذیری سیاسی باشد به عبارت دیگر این مجموعه اندیشه ها، عادات و رسوم موجب ساخت فرهنگی شود كه آدمی را به سمت عمل معطوف به منافع ملی سوق دهد؛ درحالی كه اگر به سنت پرستی تبدیل شود، چشم را در برابر امور واقع كور می كند و با تكیه بر عقل منسدد، متحجر و متصلب؛ انسداد گفتمانی حاصل؛ ما را در جایگاهی تعین پذیر، در فضایی كلام محورانه؛ و در معرض آسیب از درون و تهدید از برون، قرار می دهد.
    
روزنامه ایران




نوع مطلب: درنگ های تنهایی، 


کارشناس مسائل سیاسی

مهدی مطهرنیا متولد 1344،عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم و کارشناس مسائل سیاسی؛ صاحب تالیفاتی چون: قدرت، انسان، حکومت؛ تبیین نوین بر مفهوم قدرت در سیاست و روابط بین الملل؛ درآمدی بر تحلیل پدیده های سیاسی؛ هویت، خشونت و توسعه پایدار و دیپلماسی عمومی امریکا در برابر ایران.

صفحات جانبی
جستجو

آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :