تبلیغات
سایت رسمی مهدی مطهرنیا ـ کارشناس مسایل سیاسی - تهران به بازی با حاصل جمع متغیر می اندیشد
تأكید اتحادیه اروپا به استمرار مسیر مذاكره، همراهی روسیه و چین با این مسیر، دفاع گروه «نم» از حقوق هسته ای ایران و در آخر، اقدام غیرمنتظره شورای حكام آژانس در موضع گیری نسبت به سیاستهای جنگ روانی آمریكا علیه برنامه هسته ای ایران، همه و همه نشانه های آشكار یك تحول بزرگ پس از سه سال و نیم چالش در پرونده هسته ای ایران است.تحولی كه آثار آن را در تغییر واژگان به كار گرفته شده از سوی جرج بوش در مصاحبه اخیر وی و تصریح او نسبت به حق مسلم ملت ایران در بهره مندی از انرژی هسته ای می توان دید.
    با این حال پیچیدگی فضای موجود به حدی است كه ابعاد و زوایای نادیده و نا انگاشته بسیاری را در آن می توان یافت.
    دكتر «مهدی مطهرنیا» كارشناس مسایل بین الملل در گفتگو با قدس به برخی پرسشها درباره این زوایا پاسخ گفته است.
 * در حوزه رفتارشناسی سیاسی درباره موضع اخیر اروپا و آثار آن دو دیدگاه وجود دارد. برخی كارشناسان موضع اخیر اروپا در مذاكره با ایران را ناشی از احساس نگرانی اروپا از سیاستهای آمریكا و واكنشی به آن می دانند و در مقابل برخی نیز این فضای مثبت گفتگو را آرامش قبل از طوفان دانسته و معتقدند، آمریكایی ها مسیر حاضر را زمینه ساز تداوم سیاستهای تند خود می بینند. تحلیل شما از این وضعیت چیست؟
    ** در وضعیت كنونی گمانه های مختلف هر كدام از منظر تحلیلی دارای بار معنایی خاص و در عین حال منطقی خود هستند.
    آنچه از منظر تجربه تاریخی در نگرشهای مختلف ایجاد تمایز می كند، رفتار كنشگران اصلی پرونده است و به نظر می رسد جمهوری اسلامی ایران در یك رویكرد خردورزانه و تعقل گرا به بازی با حاصل جمع متغیر می اندیشد و تلاش دارد در چارچوب بازی در مدل سازش با بازیگر قدرتمند در فرآیند تحركات خود برای دستیابی به انرژی هسته ای صلح آمیز در عین تأكید بر مواضع اصولی خود، نرمشهای مورد نیاز برای كاهش هزینه ها را نیز از خود بروز دهد.
    نمونه اصلی این سیاست را می توانیم در این نكته باز یابیم، ایران این امر را پذیرفته است كه بحث تعلیق موقت غنی سازی می تواند در صدر دستور كار مذاكرات دور جدید ایران با گروه 1+5 قرار گیرد.
    از سوی دیگر آمریكا هم دریافته است كه در بافت موقعیتی كنونی، حق مسلم ایران برای دستیابی به انرژی هسته ای موضوعی نیست كه بتوان در آغاز قرن 21 آن را كتمان كرد و با مقاومت در برابر یك خواست به حق و طبیعی آن را در چارچوب افكار عمومی توجیه كرد.
    
    
    
    
    لذا در این جهت باید توجه به این نكته را از نظر دور نداشت كه آمریكا نیز در بافت موقعیتی بین المللی و منطقه ای با توجه به شرایطی كه در عراق و افغانستان دارد رویكرد دیپلماتیك را كم هزینه تر و در عین حال پربهاتر می بیند و تلاش دارد تا در چارچوب دیپلماسی پیش گیرانه عملیات خود را مدیریت و در صورت عدم دستیابی به هدفهای تعریف شده یا به بیان بهتر حداقل هدفهای تعریف شده خود، رویكرد رادیكال تر را دنبال كند.
    به همین دلیل باید گفت هر كدام از گمانه های موجود از ادله قابل قبولی برخوردار است و اینكه آمریكا به تساهل جدیدی در عرصه دیپلماسی وارد شده باشد را می توان از این منظر قبول كرد، اما از سوی دیگر باید بپذیریم كه همین فرآیند می تواند زمینه ساز موفقیت تحرك بعدی و افزایش ضریب اطمینان بیشتر برای ایجاد نوعی اجماع بین المللی در مقطع بعدی با غلظت قابل قبول تر نسبت به گذشته در رابطه با ایران باشند.
    * شواهد حاكی است، تروئیكای اتحادیه اروپا در دور جدید تعامل با ایران، واكنش تندی نسبت به سیاستهای خصمانه آمریكا نشان دادند كه شاید اوج آن بیانیه شورای حكام به گزارش آمریكا بود. به طور مشخص سیاستی كه اروپایی ها در این دور از مذاكرات اتخاذ كرده اند را تا چه حد می توان در تغییر لحن و عملكرد آمریكا موثر دانست؟
    ** بی تردید در عالم واقع همه امور از تأثیر تعریف شده ای برخوردارند و ما نمی توانیم بگوییم عملكرد یك اتحادیه مانند اتحادیه قاره اروپا در عملكرد آمریكای شمالی بی تأثیر است، اما میزان این تأثیر به اندازه ای نیست كه بگوییم می تواند امواج متقابل با آمریكا را دارا باشد، بلكه در موج سازی می تواند شدت امواج ناشی از عملكرد ایالات متحده آمریكا را كاهش دهد.
    * در خبرهای غیر رسمی آمده بود، اروپا با آمریكا توافق كرده اند كه مسیر مذاكره با تهران به موازات اقدامها در جهت تصمیم سازی در شورای امنیت به خواست آمریكا جلو برود. شما هم تأیید كردید كه آمریكایی ها معتقدند در مسیر كنونی نیز خواسته های آنها در ابعاد دیگر قابل تحقق است. درباره شیوه عمل این سیاست ممكن است توضیح دهید؟
    ** در علم رفتارشناسی سیاسی این مثل همواره یادآوری می شد كه عقلا همه تخم مرغهای خود را در یك سبد نمی گذارند.به عبارت دیگر در عین حالی كه بر دیپلماسی پیش گیرانه تأكید می شود، آماده سازی نظامی و آرایش نیروهای قهری در منطقه خاورمیانه به ویژه تحركات نیروهای آمریكایی قابل تعمق است.از سوی دیگر آمریكایی ها در نقطه ارتباط این دو خط بر آن هستند كه از تئوری جنگ نامتعادل در ارتباط با ایران بهره گیرند.در این شیوه، گام نخست جنگ رسانه ای و هجمه شدید رسانه ای علیه یك كشور، برای ایجاد اختلال در برداشتهای افكار عمومی از كشور هدف است و این هجمه رسانه ای وارد فاز عملیات روانی می شود و پس از آن زمینه های جنگ نظامی و حمله فیزیكی را فراهم می كند.
    در این شیوه كشور قدرتمند برای توجیه رفتار خود با قدرتهای كوچك، اما مؤثر و صاحب اقتدار در نظام بین الملل نیازمند آن است كه از فرمول قدرت ایده مجازی استفاده كند.
    یعنی تهدید كشور هدف را از منظر فربهی قدرت برای نظام، امنیت و صلح بین المللی برجسته سازی كند و در گام بعدی ابزار دروغ بزرگ را به كار گیرد. یعنی همان شیوه ای كه در عراق به كار گرفته شد.
    * پس در واقع اظهارات اخیر و تلطیف شده بوش را باید بخشی از این جنگ روانی برای خیرخواهانه جلوه دادن انگیزه آمریكا دانست؟
    ** باید به این نكته توجه داشت كه استراتژیستهای آمریكایی در تدوین سخنرانی های بوش به دقت به چنین نكاتی توجه دارند.
    به عنوان مثال ملت و دولت ایران را همواره از یكدیگر جدا می كنند و شكاف ملت - دولت را در ادبیات سیاسی بروز می دهند و همزمان بر آن هستند كه در افكار عمومی توده ها نیز مشروعیت بیشتری را برای برخورد با كشور هدف به دست آورند.
    * در این شرایط تا چه حد می توان امیدوار بود از مسیر تازه ای كه اروپا باز كرده، با این حواشی بتوان به نتیجه رسید.
    ** هم ایران و هم آمریكا باید واقعیتهای صحنه بین المللی را قبول كنند و هر دو به برد - برد بیندیشند.اگر این درك متقابل در حوزه مدلهای بازی حاصل جمع غیر صفر انجام بپذیرد و آمریكا قبول كند كه ایران یك واقعیت تردیدناپذیر، كشوری در حال توسعه و موفق است و می تواند در منطقه به عنوان عضوی بسیار مؤثر به صلح و امنیت بین المللی كمك كند و ایران نیز بپذیرد آمریكا یك كنشگر بین المللی است كه از منافعی تعریف شده در سطح بین المللی برخوردار است حصول نتیجه ای كه وضعیت برد - برد را فراهم كند، میسر خواهد بود.
    * و آیا نشانه هایی از این تفاهم مشاهده می شود؟
    ** چنین نشانه هایی وجود دارد، اما مهم این است كه این به یك باور تبدیل شده است یا خیر؟ !نشانه ها گاه برای ایجاد یك فضای مناسب هستند و گاه برای مشغول كردن رقیب.
    در فضای مابین این دو گزاره رویكرد رو به جلویی را می توان مشاهده كرد كه اگر با دقت مدیریت شود، می تواند تأثیرگذاری مثبتی را ایجاد كند.
روزنامه قدس




نوع مطلب: تحلیـل و بررسـی، 


کارشناس مسائل سیاسی

مهدی مطهرنیا متولد 1344،عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم و کارشناس مسائل سیاسی؛ صاحب تالیفاتی چون: قدرت، انسان، حکومت؛ تبیین نوین بر مفهوم قدرت در سیاست و روابط بین الملل؛ درآمدی بر تحلیل پدیده های سیاسی؛ هویت، خشونت و توسعه پایدار و دیپلماسی عمومی امریکا در برابر ایران.

صفحات جانبی
جستجو

آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :