|
هرکسی به شخصیت والای حضرت رسول اکرم (ص) و اهل بیت او معرفت پیدا کند و به دریای علوم و معارف و به قدرت و ولایت آنان بنگرد به پیروزی بزرگ و سعادت همیشگی نائل آمده و تمام خوبی ها نصیب او گشته است. خداوند معرفت این بزرگواران را ابتدا و انتهای اعمال قرار داده است به این معنا که اعمال همگی کم یا زیاد، آسان یا سخت در هر مرتبه که باشد و از هر که صادر شود باید با اعتقاد به اهل بیت (ع) شروع شده و با آن به پایان برسد، یعنی اعمال آدمی وقتی آثار با ارزشی به همراه دارد که با اعتقاد به اهل بیت (ع) و قبول ولایت آنها همراه باشد. روایات بسیاری بر آنچه گفتیم دلالت می کند و از آن جمله روایاتی است که در اینجا آورده شده است: در کتاب عیون اخبار الرضا (ع) از اباصلت هروی، از حضرت رضا (ع) و آن حضرت از پدرانش (ع)، از امیرالمومنین (ع) نقل کرده اند که رسول خدا (ص) فرمود: خداوند برتر از من کسی را نیافریده، و گرامی تر از من نزد او کسی نیست. امیرالمومنین (ع) فرمود: عرض کردم یا رسول الله، شما برتر هستید یا جبرئیل؟ فرمود: یا علی! ان الله تبارک و تعالی فضل انبیاءه المرسلین علی ملائکته المقربین، و فضلنی علی جمیع النبیین و المرسلین، و الفضل بعدی لک یا علی، وللائمه من بعدک، و ان الملائکه. ای علی؛ خداوند تبارک و تعالی پیامبران مرسل را بر فرشتگان مقرب خود برتری داده است و مرا بر تمام پیغمبران و رسولان برتری داده است و بعد از من فضل و برتری برای تو و امامان بعد از تو است و همانا فرشتگان خدمتگزار ما و دوستان ما هستند. ای علی، فرشتگانی که عرش باعظمت الهی را بر دوش گرفته اند و آنها که اطراف عرشند به حمد و ستایش پروردگار او را تسبیح می کنند و برای آنها که ایمان به ولایت ما اهل بیت آورده اند از خدا آمرزش می طلبند. ای علی، اگر ما نبودیم خدا آدم و حوا، بهشت و دوزخ، آسمان و زمین را نمی آفرید. چگونه ما برتر از فرشتگان نباشیم در حالی که نسبت به معرفت پروردگار و تسبیح و تهلیل و تقدیس او از آنها پیشی گرفتیم، زیرا نخستین چیزی که خداوند آفرید ارواح ما بود، ما را به توحید و ستایش خود گویا نمود، سپس فرشتگان را آفرید، آنها وقتی ارواح ما را نور یگانه ای مشاهده کردند امر ما را بزرگ شمردند، ما تسبیح حق تعالی کردیم تا بدانند که ما خلقی هستیم که آفریده شده ایم و او منزه از صفات ما است، به تسبیح ما فرشتگان تسبیح گفتند او را از صفات ما پاک و منزه دانستند. و وقتی عظمت شان ما را مشاهده کردند حق تعالی را تهلیل کردیم تا فرشتگان بدانند خدایی جز خدای بی همتا نیست و ما بندگان او هستیم و خدایی نیستیم که همراه با او بعد از او عبادت ما واجب باشد، پس فرشتگان “لا اله الا الله” گفتند، و وقتی بزرگی محل و موقعیت ما را مشاهده کردند تکبیر گفتیم تا فرشتگان بدانند خداوند بزرگتر از آن است که کسی جز به سبب او به شان و مقام بزرگی برسد. و وقتی عزت و قوت ما را مشاهده کردند گفتیم: “لا حول و لا قوه الا بالله” تا اینکه فرشتگان بدانند هیچ نیرو و قدرتی جز به سبب خداوند نیست. و وقتی نعمتی را که خدا به ما داده و وجوب اطاعت ما را مشاهده کردند گفتیم: “الحمدالله”، تا فرشتگان بدانند حمد و ستایش به خاطر نعمت ها سزاوار پروردگار متعال است، آنها هم گفتند: “الحمدالله”. پس فرشتگان به سبب ما به شناخت توحید، تسبیح، تهلیل، تحمید و تمجید خداوند هدایت شدند. ثم ان الله تبارک و تعالی خلق آدم فاودعنا صبله، و امرالملائکه بالسجود لبه تعظیما لنا و اکراما، سپس خداوند تبارک و تعالی آدم را آفرید و ما را در صلب او به ودیعه نهاد و آنگاه فرشتگان خود را دستور داد تا او را به خاطر تعظیم و بزرگداشت ما که در صلب او بودیم سجده کنند. پس سجود آنها برای خداوند به خاطر عبادت و پرستش و برای آدم به خاطر اطاعت پروردگار و احترام به او بود، زیرا ما در صلب او بودیم، پس چگونه ما برتر از فرشتگان نباشیم در حالی که همه آنها به آدم سجده(1) کردند.(2) و بعضی از مدح کنندگان چه نیکو سروده اند: رتبه ایشان در درجات عزت و عظمت بالا رفت که گمان می رفت برای خداوند اینها قرین باشند. فضل و برتری آنها را با انبیاء قیاس نکن، همانا سلمان آنها را اگر کوچک کنی سلیمان می شود. 2) علی بن ابراهیم قمی (ره) از امام صادق (ع) نقل کرده است: ابلیس- لعنت خدا بر او باد- نزد حضرت موسی (ع) آمد در حالی که او به مناجات با پروردگار مشغول بود، فرشته ای از فرشتگان گفت: وای بر تو چه امیدی نسبت به او داری و او در حال مناجات با خداوند است؟ گفت: همان امیدی که به آدم داشتم و او در بهشت ساکن بود. و از آنچه خداوند به حضرت موسی (ع) فرموده این است که: ای موسی! نماز را قبول نمی کنم مگر از کسی که برای عظمت من فروتنی داشته باشد، و قلب او خوف مرا در بر داشته باشد، روزش را به یاد من سپری کند و در حالی که اصرار و پافشاری به خطا و گناه دارد شب نکند، و حق اولیا و دوستان مرا بشناسد. حضرت موسی عرض کرد: آیا مقصودت از اولیاء و دوستانت، حضرت ابراهیم، اسحاق و یعقوب است؟ فرمود: آنها از اولیای من هستند ولی مقصود من آن کسی است که به خاطر او آدم و حوا را آفریدم و بهشت و دوزخ را خلق کردم. عرض کرد: ای پروردگار من! او را معرفی کن. فرمود: او “محمد” و نام دیگرش “احمد” است، اسم او را از اسم خودم مشتق کردم، زیرا من محمودم و او محمد است. موسی عرض کرد: پروردگارا، مرا از امت او قرار بده. ای موسی، اگر او و مقام و مرتبه اش را و نیز مرتبه و مقام اهل بیتش را بشناسی تو از امت او خواهی بود. مثل او و مثل اهل بیت او در میان مخلوقات من، مثل فردوس در میان بهشت است، برگ های آن نمی ریزد و طعم آن تغییر نمی کند (همواره ثابتند و هیچ گاه دچار لغزش و انحراف نمی شوند.) کسی که آنها را بشناسد و به حق آنها معرفت داشته باشد در مواضع جهل و نادانی برای او علم و دانش و در جای ظلمت و تاریکی برایش نور و روشنایی قرار می دهم، قبل از اینکه مرا بخواند او را اجابت کنم و قبل از اینکه از من درخواست کند به او عطا کنم. ای موسی، وقتی دیدی فقر و تنگدستی به تو روی آورده است، بگو: مرحبا به علامت بندگان صالح، و وقتی دیدی مال و ثروت به تو روی آورده، بگو: این بر اثر گناهی است که عقوبت آن پیشی گرفته است. ای موسی! دنیا مکان عقوبت است، آدم را در آن عقوبت کردم و وقتی خطا کرد کیفر دادم. دنیا و آنچه در آن است جز آنچه را که برای من باشد و به من مربوط باشد مورد لعن خود قرار دادم. ای موسی، بندگان صالح در دنیا به مقدار معرفت و شناختی که نسبت به آن داشتند زهد ورزیدند و بی رغبتی به آن نشان دادند، و دیگران به اندازه جهالت و نادانی ایشان نسبت به آن، میل و رغبت به آن پیدا کردند، و هیچ یک از مخلوقاتم آن را بزرگ نشمرد و من چشم او را به آن روشن کنم، و هیچ کس آن را کوچک نشمرد مگر اینکه او را از آن بهره مند کردم. سپس امام صادق (ع) فرمود: اگر می توانید کاری کنید که شما را نشناسند آن کار را انجام دهید، و ضرری نمی کنید اگر مردم شما را مدح و ثنا نکنند، برای شما هیچ اشکالی ندارد مردم شما را سرزنش کنند در حالی که نزد خداوند مورد مدح و ستایش قرار گیرید. همانا امیرالمومنین (ع) فرموده است: خیری در دنیا جز برای دو نفر نیست: یکی آنکه هر روز احسان جدیدی به خوبی هایش زیاد کند، و یکی آنکه گذشته اش را با توبه جبران کند، و کجا می تواند توبه کند، به خدا قسم اگر سجده کند به حدی که گردنش جدا گردد خداوند از او نمی پذیرد مگر ولایت ما اهل بیت را داشته باشد. آگاه باشید، کسی که حق ما را بشناسد و امید پاداش و ثواب در مورد ما داشته باشد به مقدار خوراکش- پنج سیر- در هر روز، و آنچه عورت او را بپوشاند و سر او را پنهان کند (کنایه از خانه ای که سقف داشته باشد) خشنود باشد، و ایشان با این وصف خائف و مضطرب باشند. (3) مولف (ره) گوید: فیض (ره) این روایت را نقل کرده و در آخر روایت این اضافه را آورده است: دوست دارند که بهره و نصیب آنها از دنیا این مقدار باشد و خدای تبارک و تعالی آنها را در قرآن چنین توصیف نموده است: (الذین یوتون ما آتوا و قلوبهم وجله) “آنانکه آنچه وظیفه بندگی است به جای آورده و باز دلهای شان ترسناک است.” آن عملی را که آورده اند و انجام داده اند چیست؟ فرمود: اطاعت پروردگار با محبت و ولایت، و ترسانند از آنکه پذیرفته نشود، و به خدا قسم ترس آنها ترس از این نیست که آیا راه صحیح پیموده اند یا نه؟ بلکه ترس آنها از این است که مبادا در محبت و اطاعت ما کوتاهی کرده باشند.سپس فرمود: اگر می توانی از خانه ات خارج نشوی، خارج نشو، زیرا وقتی بیرون رفتی بر تو واجب می شود غیبت نکنی، دروغ نگویی، حسد نورزی، سستی و تنبلی نکنی، خودنمایی و ظاهر فریبی نکنی، و به مردم خدعه و نیرنگ نزنی. بعد فرمود: بهترین عبادتگاه مسلمان خانه او است، در آن می تواند چشم، زبان، تمایلات و اعضای شهوانی خود را حفظ کند. کسی که در دل به نعمت خدا پی ببرد و آن را بشناسد سزاوار زیادی نعمت از طرف پروردگار می گردد قبل از آنکه شکر آن نعمت را بر زبان جاری کند، و کسی که خود را از دیگری برتر بپندارد از متکبران است. عرض کرد: فضل و برتری خود را در عافیتی که نصیب او شده می بیند، زیرا او را در حال ارتکاب معاصی مشاهده می کند. فرمود: هیهات، چه بسا گناه او را خدا بیامرزد و تو را برای حساب نگهداشته باشند، آیا قصه ساحران موسی ر ا نخوانده ای؟ سپس فرمود: چه بسیارند اشخاصی که به خاطر نعمتی که پروردگار به آنها عنایت کرده دچار غفلت و غرور شده اند، و چه بسیارند کسانی که به خاطر پوشش الهی غافلگیر شده اند، و چه بسیارند کسانی که ثنا و مدح مردم آنها را دچار عجب کرد. سپس فرمود: من امید نجات دارم برای کسانی از این امت که حق ما را می شناسندمگر برای سه طایفه: آنها که سلطنت ظالمانه دارند، و آنها که دارای هواها و خواهش های فاسدند، و کسی که علنی و آشکارا زشتی ها را مرتکب می شود. سپس این آیه را تلاوت فرمود: (قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحبیکم الله) “بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست داشته باشد.” (4) بعد فرمود: ای حفص، محبت و دوستی برتر از خوف و ترس است. سپس فرمود: والله ما احب الله من احب الدنیا و والی غیرنا، و من عرف حقنا و احبنا فقد احب الله تبارک و تعالی. به خدا قسم، کسی که محبت دنیا داشته و ولایت غیر ما را بپذیرد دوستی خدا را نخواهد داشت، و کسی که حق ما را شناخته و ما را دوست داشته باشد خدای تبارک و تعالی را دوست دارد. در این هنگام شخصی گریه کرد، حضرت فرمود: آیا گریه می کنی؟ اهل آسمان و زمین اگر همگی ناله و زاری کنند در پیشگاه پروردگار که ترا از آتش نجات دهند وداخل بهشت کنند شفاعت آنها درمورد تو پذیرفته نمی شود. سپس فرمود: ای حفص! همواره به دنبال باش و خودت را در راس امور قرار نده (به دنبال ریاست طلبی نباش.) ای حفص! پیغمبر اکرم (ص) فرموده است: کسی که از خدا ترسید، زبان او از کار افتاد. بعد فرمود: حضرت موسی بن عمران (ع) روزی اصحابش را موعظه می فرمود یکی از آنها برخاست و پیراهن خود را شکافت، پروردگار متعال به حضرت موسی پیغام فرستاد: به این بنده ما بگو: پیراهن خود را نشکافد قلب خود را برای ماباز کند (تا گفتار ما (مواعظ ما) در آن جای بگیرد.) سپس فرمود: موسی بن عمران (ع) از کنار یکی از اصحابش گذشت و او در سجده بود، بعد از انجام کارش برگشت و هنوز او در حال سجده بود، فرمود: اگر حاجت تو در دست من بود آن را برآورده می کردم. از طرف پروردگار به او خطاب شد: ای موسی! اگر سجده اش را به قدری طولانی کند که گردنش جدا گردد او را نمی پذیرم تا فکر و قلبش را از آنچه مورد اکراه و ناخشنودی من است به آنچه آن را دوست دارم تغییر دهد. (5) پی نوشتها 1- علامه مجلسی (ره) تحقیقی درباره این سجود نموده و آن را توضیح داده است. به بحارالانوار: 11/140 مراجعه کنید. 2- عنوان اخبارالرضا (ع:) 1/204 ج 22، کمال الدین: 1/254 ج 4، علل الشرایع: 1/5 ج 1، بحارالانوار: 26/335 ج 1 و 60/303 ج 16 (قسمتی از روایت)، تاویل الایات: 2/876 ج 9، منتخب الاثر: 61 ج 1، ارشادالقلوب 403 3- تفسیر قمی: 1/243، معانی الاخبار: امالی صدوق، 764 ج 2، مجلسی 95، الکافی، 2/456 ج 15، المحاسن: 1/224 ج 142، تحف العقول: 490، جواهرالسیه: 59 و 286. بحارالانوار: 13/338 ج 14، و آن را درج: 26/276 ج 1 به نقل از تفسیر قمی و معانی الاخبار، و درج 16/360 ج 60 به نقل از معانی الاخبار- تا این فرمایش امام (ع) به او عطا می کنم پیش از آنکه از من درخواست کند نقل کرده است. 4- سوره آل عمران آیه31. 5- الوافی: 26/256 ج 1، به نقل از کافی: 8/128- 18. روزنامه رسالت نوع مطلب: درنگ های تنهایی، کارشناس مسائل سیاسی مطالب اخیر آرشیو سایت پیوندها صفحات جانبی آمار سایت کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
|
|