|
به نام یکتا بخشاینده مهربان ـ در باب غزه و رنجهایی که در این باریکه متراکم فقیر در بستر زمان و این جغرافیای مکانی تجربه کردهاند، سخن بسیار به میان آمده است و از دریچههای نظر، زوایای دید و مراکز نگاه مختلف به آن نگریسته شده است. آنچه که در میان پرسشهای متعدد موجود در این بحران اهمیت وافری در دریچه نظر این نوشتار داراست؛ دو پرسش اساسی است: الف) بحران غزه در بافتِ حالِ زمان چرا رخ داد؟ ب) این بحران در آینده زمان به کجا خواهد انجامید؟ در پاسخ به پرسش نخست باید به سه محیط هدف در چارچوب تحلیل موضوع توجه کرد و «رادار زمان» را متوجّه «گذشته زمان و حال زمان» نمود. این سه لایه عبارتند از: 1) محیط مرکزی 2)محیط میانی 3) محیط پیرامونی منظور من از "محیط مرکزی" جغرافیای اصلی درگیر و کنشگران اصلی درگیر در موضوع مورد تحلیل «بحران غزه» است. "محیط میانی" در برگیرنده جغرافیای نزدیک و کنشگران فعّال در جغرافیای مذکور میباشند که در شعاع تأثیر و تأثرات مستقیم بحران قرار میگیرند؛ و "محیط پیراون" به جغرافیای دور و کنشگران غیرفعّالی اشاره دارد که حداکثر در شعاع تأثیر و تأثرات غیر مستقیم بحران میباشند. در اینجا جغرافیا در معنای سرزمین و خاک محدود نمیشود بلکه مراد از آن فراتر از سرزمین و شامل تمام عوامل انعکاسی از بافت متن texture موضوع، بافت موضوعی ci-text و بافت موقعیتی context of situation موضوع مورد مطالعه است. در روند پاسخگویی به این پرسش که چرا بحران غزه رخ داد؟ باید با کاربرد "رادار زمان" به کسب دانش از گذشته و حال زمان نایل آمد و به این پرسش کلیدی پاسخ گفت که چه اطلاعات و دانشهایی در باب علل وقوع این بحران وجود دارد؟ این سویهگیری راداری متوجّه سه محیط مذکور خواهد بود. «رادارزمان در محیط مرکزی بحران» دادههای مفید راداری در این محیط عبارتند از: 1- جغرافیای اسراییل: الف) اسراییل، رژیمی است که بر روی شنهای روان قرار دارد؛ و فراموش نکنیم انسانِ عاقل بر روی شنهای روان کاخ نمیسازد. یهودیت صهیونیسم؛ بر روی شنهای روان رژیم بنا کرده است. ب) رژیم اسراییل، مدعی تشکیل "دولت" است؛ "دولت" هیأت مدیره اجرایی اعمال قدرت توسط نمایندهگان یک "ملّت" است که دارای سرزمین مشخص، حاکمیت و حکومت معین هستند این رژیم مدعی دولتی است که بیملّت است؛ تکوینی نیست، تأسیسی است؛ سرزمین فلسطین را در روندی آکنده از تردیدهای تاریخی و سیاسی از آن خود کرده است و بخش اعظم آنرا از طریق اعمال خشونت خارج از چارچوبهای مشروع و مألوف سیاسی، از آنِ خود نامیده است؛ مشروعیت این رژیم لرزان است و حتی عناصر قابل توجهی از متن درونی و برونی از حامیان این رژیم در هنگامههای قضاوتهای منصفانه خود این لرزان بودن مشروعیتی را در گوش وجدان خود زمزمه میکنند مشروعیتی لرزان در کاخی لغزان بر روی شنهای روان؛ حاملِ ناامنی هویتی و اضطراب ذاتی همیشهگی است؛ و به تبع رفتارهای روان پریشانه و اعمال خشونت محورانه را باز میتاباند. پ) این رژیم در سایه حمایتهای قدرتهای بزرگ جهانی قرار دارد؛ در سایه نفوذ سرمایههای صهیونیسم سیاسی توانسته است در شصت سال اخیر علیرغم وضعیت لغزان، لرزان و کنشهای نظامیگرایانه؛ به مستندسازی موجودیت خود نایل آید. امروز اسراییل به عنوان یک موجودیت عینیتپذیرفته در جغرافیایی تعریف شده؛ خود را حتی به مخالفان مشروعیت این رژیم تحمیل کرده است؛ اما هنوز استقرار پیدا نکرده است. ت) این رژیم در عین حال ایدئولوژیک گراست. اگر چه رهبران آن سکولار هستند اما رویکردهای ایدئولوژیک مبتنی بر نظریات صهیونیسم سیاسی و اعتقادات صهیونیستی را در راستای منافع خود به کار گرفته است. ث) تمامیت خواه بوده است. شعار از نیل تا فرات را مطرح کرده است و هماکنون در تأمین امنیت خود در مرزهای خود خوانده موجودیت خویش با مسائلی روبه رو است که حل آنها (به زعم رژیم اسراییل) هزینههای گزافی چون ورود به بحران کنونی را بر اسراییل دیکته میکند. ج) در دکترین اسراییل: به دلیل تمامی این مختصات لغزندهگی، لرزان، نظامیگری، وابستهگی، ایدئولوژیکگرایی و تمامیتخواهی، "مرزهای قابل دفاع" از اهمیتی جدّی برخوردار میشود. این معنا برتابشگر این ضرب المثل است که «گربه دزده از سایهی خود نیز میترسد.» دکترین اسراییل بر این نکته تأکید کرده است که «... تفکر استراتژیک اسراییل حاوی این باور بسیار قوی است که مرزهای قبل از 1964 غیرقابل قبول هستند؛ آن خطوط از نظر غیرنظامی غیر قابل دفاع هستند». این باور چنان میان سربازان، سیاستمداران و عموم گسترده است که تقریباً نوعی اجماع در میان اسراییلیها در ارتباط با آن وجود دارد. این در حالی است که هیچ اجماعی یا موضع رسمی درباره مرزهای دقیقی که از نظر نظامی "قابل دفاع" بوده و در نتیجه قابل قبول باشند، وجود ندارد. اسراییلیها حتی در سطوح نخبهگان سیاسی و نظامی خود در بحران مفهومی ناشی از معانی "مرزهای قابل دفاع" و "مرزهای امن" گرفتار آمدهاند و درک درستی از وضعیت خود نسبت به مفاهیم مذکور دارا نمیباشند. اسراییلیها نمیدانند یا نمیخواهند بدانند که امنیت در مرکزیترین لایههای خود در نقطه گرهایی «امنیت فکری» نطفه میبندد؛ این در حالی است که "نطفهبندی اسراییل" در همین نقطه واجد "ناامنی هویتی" است. چ) در اسراییل چالشهای جدّی بروز کرده است. آمریکا خود به منطقه آمده است؛ شعار نیل به فرات از متن به حاشیه رفته است؛ بیداری اسلامی ابعاد جدیدی از قدرت سخت افزارانه و نرم افزارانه را به میدان آورده است. مهاجرت معکوس چهره نشان میدهد، بحران جمعیت مخاطره انگیز است، نسل رهبران قدرتمند اسراییل تنها یکحیات نباتی دارد و شارون را در این محیط با هزاران دردسر زنده نگه داشته است. ح) افکار عمومی جهان از دست اسراییل خسته شده است، لایههای قابل توجهی از افکار عمومی حتی در اروپا و آمریکا در برابر تلاشهای مرموزانه صهیونیسم سیاسی و عناصر متنفذ آن در ساختارهای قدرت در کشورهایشان نگران بوده و احساس نگرانی دارند. 2- جغرافیای فلسطین: الف_ فلسطین، سرزمینی است که ملّت دارد ولی دولت ندارد؛ دولت دارد ولی کاخی ندارد. روان است ولی لغزان نیست. فلسطین را میتوان با تمام وجود حس کرد ولی نمیتوان لمس کرد. ب) فلسطین؛ هویت تعریف شدهای است که از دیرینه و تبارتاریخی برخوردار است ولی اکنون فاقد تاریخ جغرافیایی است. "حقیقت" دارد ولی "واقعیت" ندارد. نیازی نیست که "مشروعیت" ملتی به نام فلسطین و ملیتی به نام فلسطینی را تفسیر و تأویل نمایید؛ اما موجودیت سرزمینی و واقعیت عینی آن فاقد قابلیت شفافسازی است. پ) فلسطین پارهای از جهان اسلام است. قطعهای که مقدس است. در جغرافیای دین و در میان سه شریعت بزرگ الهی؛ یهودیت، مسیحیت و اسلام از مرتبتی رفیع برخوردار است. قدس شریف در این جغرافیا چون نگینی میدرخشد. ت) فلسطین قطعهی مقدسی از جهان است که گفته شده مأوای اولیه حضرت آدم (ع) بوده است؛ این مکان مقدس جغرافیای همگرایی بشر است که اکنون به بزرگترین نقطه گرهای واگرایی میان معتقدان به آیین یکتاپرستی روحانی مبدل شده است. ث) فلسطین رگ غیرت و قاموس عزّت جهان عرب است. قلب تپنده مقاومت جهان اسلام است؛ و جهان عرب جهانی آکنده از فقدان اراده، مشوش، و فاقد عنصر قاطعیت در تصمیمگیری و جهان اسلام؛ پراکنده و حامل مختصات روبه تضاید شکاف میان اقطاب گوناگون قدرت در آن. ج)فلسطین امروز به یمن بیدار امّت اسلامی و مقاومت مردمش دارای "دولت" است. امروز بر خلاف آنچه که در مطبوعات و رسانههای جهان گفته میآید نباید به جنگ میان حماس و اسراییل بلکه به جنگ میان دولت فلسطین، دولتی که متّکی بر آرای دموکراتیک است با رژیم اسراییل اشاره کرد. حماس امروز یک گروه جهادی یا به بیان "دیگر" و "دگر" فلسطین یک گروه تروریستی نیست بلکه با اتکاء به آرای مردم فلسطین در محدوده جغرافیایی تعریف شده خویش، "دولتی" نوپاست که در یکی از متراکمترین جغرافیای فقیر زمین؛ تشکیل دولت داده است. ح) این دولت نوپاست. آمریکا بزرگترین قدرت جهانی در مقام حامی رژیم صهیونیستی به این درک سیاسی رسیده است که خرد سیاسی ایجاب میکند برای حفظ استقرار رژیم صهیونیستی در سپهر اندیشه و افکار عمومی جهان؛ وجود یک دولت فلسطینی ضرورت دارد. از همینرو در عین پایداری بر تعهدات خود نسبت به رژیم صهیونیستی، علیرغم مخالفتهای گروهها و احزاب رادیکال صهیونیستی به "دولت خودگردان فلسطین" به عنوان یک ضرورت در جهت حفظ رژیم صهیونیستی می اندیشد. دولتی که باید در یکی از بیمایهترین جغرافیای جهان به ساماندهی و سازماندهی کمترین میزان تواناییها در جهت پاسخگویی به خواستههای حقیقی و نیازهای واقعی فقیرترین مردم جهان بپردازد. خ) اگر این دولت در این وضعیت و بافت موقعیتی پیروز شود؛ چه رخ خواهد داد؟!! از همینرو باید در لایههای درون سطحی (اختلاففکنی میان فتح و حماس) و لایههای برونسطحی (حمله به زیرساختها و امکانات) در جهت ایجاد شکاف دایمی میان ملّت و دولت "در سرزمین نودولت" فلسطین کوشید؛ و اسراییل در پی همین معناست. چ)در درون فلسطین تقابل فلسطینی ـ فلسطینی "دگرساختهای" وجود دارد که از عناصر تعریف شدهای از "خودساخته"گی بهره میبرد. فلسطین فاقد یک رهبر کاریزما است. جامعهای چون فلسطین که در گزار از سنّت قرار دارد و دارای مختصاتی تعریف شده در موارد پیش گفته شده است باید برای عبور سالم از این گذرگاه خطیر، رهبری کاریزما میداشت؛ عرفات زود مُرد یا باید مرگ مشکوک او را علیرغم رسیدن به سالهای پایانی عمر و کهولت سن در همین معنا پی جست؛ ولی امروز فلسطین فاقد رهبری چون عرفات است. او به خوبی فهمیده بود که راه مبارزه با اسراییل تکیه بر شعار جهاد مسلّحانه برای رسیدن به صلح عادلانه است؛ ولی افسوس که دیر این را فهمید که جهاد مسلّحانه و تلاش دیپلماتیک برای دستیابی به صلح عادلانه دو تیغه یک قیچی هستند که در ارتباط هماهنگ و متناسب و مناسب با یکدیگر میتوانند ترفندهای رقیب را بدرند. ادامه دارد... نوع مطلب: مقالات، کارشناس مسائل سیاسی مطالب اخیر آرشیو سایت پیوندها صفحات جانبی آمار سایت کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
|
|