تبلیغات
سایت رسمی مهدی مطهرنیا ـ کارشناس مسایل سیاسی - حاكمیت بر قلب جهان
توسیدید در اثر كم نظیرش «تاریخ جنگ پلوپونزی» با استفاده از بازآفرینی عالمانه جنگ های اسپارت و آتن بر این عقیده تأكید می ورزد كه: «خدایان اثری در فرایند تاریخ ندارند، بلكه جریان تاریخ را طبیعت انسانی و مخصوصاً اشتیاق به قدرت - و گاهی تصادف - معین می كند.»
شاید این بیان توسیدید، بسیار خشك بنماید؛ ولی باید قبول كنیم كه اگرچه تمام هستی در ظل فرمان الهی است؛ اما در چارچوب اراده الهی این انسان و طبیعت انسانی است كه سازنده تاریخ است؛ این معنا را در مفهوم «پراكسیس» ماركس هم به گونه ای دیگر می توان یافت آنجا كه می گوید: تاریخ محصول كار بشر است. این معنا را كه مرور می كنیم؛ كشتار انسان های بیگناه در «بحران لبنان»، را نه خواست الهی، بلكه نمایانگر طبیعت قدرت طلب آدم هایی می یابیم كه در عرصه رقابت بین المللی بر سر قدرت، هزینه می شوند.
آنچه كه امروز «اسرائیل» خوانده می شود «حرمسرای قدرت» است. صهیونیسم بین المللی امروز نماینده قدرت اقتصادی ای است كه در مرزهای تحمیلی اسراییل محدود نمی شود. اسرائیل، «ستاد نظامی و امنیتی» سرمایه داری جهانی است. من با سرمایه داری در معنای اصیل آن مخالف نیستم؛ اما با سرمایه داری سلطه مدار منحرفی كه از آغاز تاریخ با انحراف در آیین موسی كلیم الله؛ «اشتیاق به قدرت» را در كالبد «دین» به «انحصار اقتصادی» پیوند زد؛ مخالفم.
ماجرای لبنان و فلسطین امروز با حدود پنجاه سال گذشته از این نظر تفاوت ندارد؛ اما از این رو كه در آستانه «یالتا۲» و تقسیم قدرت بین المللی قرار داریم متفاوت است. حزب الله لبنان در یك سو، و ارتش رژیم صهیونیستی از سوی دیگر، خط مقدم برخورد بین المللی برسر قدرتند. درحالی كه هشت قدرت صنعتی جهان در سنت پطرزبورگ جمع شده اند و رؤسای جمهوری دو قدرت بزرگ نظامی جهانی در كاخ كنستانتین در شهرك «استرلنا» واقع در حومه این شهر به گفت وگوی دوستانه مشغولند؛ رقابت اصلی میان این قدرت های بزرگ در فلسطین و لبنان در حال انجام است. سران با یكدیگر جلسه دارند و ابدان با یكدیگر درحال ستیزش اند؛ درحالی كه صحنه اصلی نبرد آنها در خاورمیانه است و هركدام به قدر همتشان در آن درگیرند و آنچه كه این نبرد را به تراژدی تبدیل می سازد چیزی جز قتل عام انسان های آزاده نیست.
امروزه صهیونیست های آمریكایی هستند كه «صهیونیست های آسیایی» مقیم در پادگان نظامی - امنیتی سرمایه دار سلطه مدار را به جنگی فرستاده اند كه هدفش در لایه زیرین؛ در انفعال قراردادن رقبای بین المللی و تضعیف مقاومت های منطقه ای است. بسیار ساده لوحانه است كه فكر كنیم این حمله به دلیل گروگان گرفتن جعلان شالیت رخ داده باشد و از قبل برنامه ریزی نشده باشد و بسیار ساده لوحانه تر آن كه فكر كنیم ابعاد و پیامدهای شدید حاصل از آن تنها به محدوده لبنان و رژیم صهیونیستی؛ محدود می شود. خاورمیانه «جغرافیای هدف استراتژیك» آمریكا در نظم نوین جهانی است.
به همین دلیل جنگ كنونی اگرچه در لایه زیرین خود نمایانگر برخورد حزب الله با رژیم صهیونیستی است؛ اما در لایه میانی، برخورد قدرت های مستقل منطقه با آمریكا و در لایه درونی تر آن رقابت سخت قدرت های بزرگی را حمل می كند كه چندی پیش در سنت پطرزبورگ گردهم آمدند و حتی در قالب متحدین غربی با ادبیاتی هماهنگ سخن گفتند.این تنها حزب الله است كه در این میان مردانه ایستاده است و چون خاری در چشم این جریان قدرت؛ فرو رفته است. باید مراقب بود كه در كجای این منطقه مهم قرار است اتفاقاتی تأثیرگذار در شكل گیری یالتای ۲ رخ دهد! آمریكایی ها عادت دارند نارنجك شان را در این منطقه می اندازند ولی از جای دیگر حمله می كنند.
روزنامه همشهری




نوع مطلب: تحلیـل و بررسـی، 


کارشناس مسائل سیاسی

مهدی مطهرنیا متولد 1344،عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم و کارشناس مسائل سیاسی؛ صاحب تالیفاتی چون: قدرت، انسان، حکومت؛ تبیین نوین بر مفهوم قدرت در سیاست و روابط بین الملل؛ درآمدی بر تحلیل پدیده های سیاسی؛ هویت، خشونت و توسعه پایدار و دیپلماسی عمومی امریکا در برابر ایران.

صفحات جانبی
جستجو

آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :