یک تحلیلگر مسائل بین الملل درباره ساختار آینده نگری در تحلیل روابط بین الملل گفت: وقتی به داستان آلیس در سرزمین عجایب توجه می کنیم هر چند وی به سرعت به سمت جلو در حال دویدن است ولی تصور می­کند که در دنیایی بسیار کند قرار دارد. در واقع در این دنیا نه تنها برای پیشرفت بلکه برای حفظ شرایط موجود نیز باید در حال تکاپو و دویدن باشیم. به عبارت دیگر انسان­ها و ملت­های پیشرو که در جوامع مدرن زندگی می­کنند و به دنبال تکامل و تعالی هستند هیچ وقت محدود و محکوم در زمان نیستند بلکه خود حاکم به زمان هستند.

دکتر مهدی مطهرنیا طی گفت­وگو با سایت آینده ضمن تأکید بر لحاظ کردن عنصر زمان در تحلیل تحولات بین الملل افزود: در این دنیای پر آشوب و تغییر و تحول، زمان تلاش می­کند تا خود را بر کشورهای عقب مانده حاکم کند. ما باید دریچه حاکمیت را بشکافیم و زمان را تحت کنترل خود در آوریم. به همین دلیل درباره مسائل سیاسی معتقد به «آریخ شناسی» هستم. این دانش­واژه­ایی جعلی در مقابل تاریخ است که برای کدگذاری بر رویکردهای آینده­نگرانه به کار می برم.

این تحلیلگر مسائل بین الملل ضمن بر شمردن جایگاه آینده­نگاری در سیاست دستگاه دیپلماسی کشورمان خاطر نشان کرد: اکنون نمی­توانیم خود را در فضای آینده­های محتمل قرار دهیم. باید از آینده اکتشافی عبور کرده و به آینده تصمیم­ساز رجوع کنیم. هر گونه برنامه ریزی، شبکه­سازی و چشم­انداز پروری در قالب آینده اندیشی نیازمند آینده­نگاری است تا بتوانیم پارادایم­های جدیدی را به وجود آوریم و در چهارچوب همین پارادایم­ها با استفاده از روش­های متفاوتی در آینده پژوهی مانند روش­های همگرا و یا واگرا با تفکر در آینده از جنبه انفعالی خارج شده و به صورت فعال در ساخت آینده مطلوب نائل شویم.

مطهرنیا درباره نحوه همگرایی دو کشور ایران و آمریکا گفت: برای دست یافتن همگرایی ما بین دو کنشگر ایران و آمریکا در چهارچوب تئوری­های نظم در ساحت جامعه شناسی، نخستین گام هم­نشینی است. دومین گام هم­فکری، بعدی همراهی، چهارمین گام هم­دلی و در نهایت پنجمین گام هم­بختی است. این پنج مورد که در جامعه شناسی نظم مطرح هستند در همه پیوندهای همگرا اصولی پذیرفته شده محسوب می شودند به عبارت دیگر نمی توان بدون کنار هم نشستن و پیرامون موضوعات مورد علاقه سخن گفتن و یا به روش نیکو بنا بر سنت قرآنی جدل کردن پیشرفتی در جهت همگرایی به دست آوریم.

وی در ادامه افزود: برای هر گونه همگرایی، هم­نشینی و مذاکره هدفمند، شفاف و مطلوب باید ساحت گفت و گوی مدبرانه در گستره احترام متقابل عملیاتی شود. به هر حال دو کشور ایران و آمریکا می توانند به روش همگرا و یا به صورت واگرا وارد مذاکره شوند. در روش همگرا هدف حصول به نتایج درست و اجمالی است ول در روش واگرا هدف خلق ایده های متعدد با جزئیات بیشتر است.

این تحلیلگر مسائل بین­الملل در مورد تأثیر روش واگرا و همگرا در نوع مناسبات ایران و آمریکا خاطرنشان کرد: در روش همگرا هدف رسیدن به وضعیتی سریع با پیامدهای آنی است ولی در روش واگرا هدف رسیدن به وضعیتی مطلوب با پیامدهای ماندگارتر است.

مطهرنیا درباره نحوه اعتماد سازی میان ایران و آمریکا گفت: اولین پارامتری که میان ایران و آمریکا باید مورد توجه قرار گیرد عبارت است از تلاش در جهت درک متقابل. در واقع این موضوع که غرب­ستیزی پارادایم حاکم بر رفتار انقلاب اسلامی نیست و اسلام هراسی و از سوی دیگر ستیزه­جویی با نظام برخواسته از ملت ایران در دستور کار آمریکا قرار ندارد. به عبارت دیگر گذر از بحران اطمینان جهت زمینه پروری برای فضا سازی مثبت جهت عبور از بحران اعتماد سازی ضروری است.

وی با اشاره به نوع رویکرد دستگاه دیپلماسی کشورمان گفت: طی سه دهه پس از انقلاب سامانه ایی از معرفت در کشور وجود داشته است که شامل فرهنگ، ایدئولوژی، عرف و قوانین می شود. البته وقتی همگی آن­ها ساماندهی می­شوند بر روی رفتارهای ما نیز تأثیر می­گذارند با این شرایط طی این سال ها تلاش نکرده­ایم که از درون سامانه معرفتی به تئوریک­سازی نائل شویم. به این معنی که در چه زمانی باید سکوت کنیم و چه زمانی فریاد بزنیم.

این تحلیلگر مسائل بین­الملل با الگو برداری از سیره ائمه اطهار افزود: در سامانه حرکتی ائمه معصومین، سنت ابتلا میان آن بزرگواران به این شرح بود که حسن­بن­علی­(ع) صلح می کند و حسین­بن­علی­(ع) شمشیر می­کشد و به شهادت می­رسد و امام رضا­(ع) ولایت عهدی را می­پذیرد و پدر گرانقدر ایشان به زندان می­رود و دوازدهمین امام نیز غیبت کبرای می­پذیرد. حال این نکته مطرح است که هر یک از این امامان اگر در جای دیگری بودند همان فعل امام دیگری را نیز انجام می­دادند.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: این روش امامان به ما یادآوری می­کند که باید بررسی کنیم کجا سکوت کنیم و کجا فریاد بزنیم. در واقع کجا حسنی و در جای دیگر حسینی باشیم. این روش را قدرت هوشیارانه می­گویند که هنرمندی آن در کاربرد قدرت در بافت­های موقعیتی معین با تعاریف مشخص رفتاری و اهداف تعیین شده عملیاتی صورت می­گیرد.

مطهرنیا یادآور شد: در این روش دین، ایدئولوژی و تمام اصول و ارزش­های برخواسته از آن همانند روح در آن حضور دارد که هم­ردیف دیگر مؤلفه­های محسوب نمی­شود بلکه این موضوع باید در تمام مؤلفه­ها حضور فعال داشته باشد. پس از مجوز دادن­ها و بله گفتن­ها هر یک به خودی خود ارزش محسوب نمی­شود بلکه ارزش در نه گفتن هنرمندانه و پاسخ آری مقتدرانه است.

این تحلیلگر مسائل بین­الملل در مورد رویکرد سیاست خارجه کشورمان پس از انتخاب اوباما گفت: به عنوان یک معلم سیاست در ساحت تصمیم­سازی پارادایم اول را تکیه بر قدرت هنرمندانه، هوشیارانه و نیز خروج از وضعیت قدرت گیج می­دانم. زمانی که در وضعیت گیج قرار می­گیریم دیگر نمی­توانیم که چه زمانی از قدرت نرم و سخت استفاده کنیم.

وی در ادامه افزود: من نمی­خواهم بگویم که همواره عملکرد ما متکی بر قدرت گیج بوده است ولی باید این نکته را در نظر داشته باشیم که با توجه به پتانسیل­های موجود در کشور به ویژه در قدرت نرم می­توانستیم بهره­های بهتری را کسب کنیم.

مطهرنیا با اشاره به سردرگمی عرصه سیاست کشور خاطرنشان کرد: استفاده قدرت سخت و نرم ما را به سمت و سوی گیجی در ساحت قدرت سوق می دهد. هر چه بتوانیم خود را این دغدغه رهایی دهیم بهره فراوان تری خواهیم یافت. معقتقدم که اوباما سیاست تغییر را در همین راستا در آمریکا به کار برد. اوباما تلاش می­کند خردمندانه، هدفمند در پوششی از ادبیات مدبرانه با رفتاری پیچیده در کنار اقدامات مقتدرانه وارد عمل شود.

این تحلیلگر مسائل بین الملل با اشاره به تکنیک­های روانی اوباما یادآور شد: اوباما در سادگی خود پیچیده ترین رفتارها را سناریو سازی می کند. عقلای جهان به همین دلیل گفته اند که پدیده­های نو را در پوشش کهنه قرار دهیم به عبارت دیگر آن­ها می­گویند که نوشیدنی­های جدید را در بطری قدیمی به مردم عرضه کنید. بخصوص در جوامعی که کهنه­گرا هستند البته باید به این نکته توجه داشته باشیم که مابین سنت­گرا و کهنه­گرا تمایز قائل شویم.

وی ضمن هشدار درباره نوع رویکرد سیاست خارجه آمریکا گفت: آمریکایی­ها می­خواهند ما را به سمت و سوی ادبیات رادیکال، رفتار عجولانه و اقدامات واگرایانه و منفعل سوق دهند تا از این طریق اجماع جهانی بر علیه ایران در قالب قدرت هوشمد مدیریت کنند. در همین راستا قدرت هوشیارانه­ای که پیشنهاد می­کنم باید در چهارسطح وارد عمل شود.

مطهرنیا در ادامه افزود: اول اینکه تمرکز در سطح اذهان مِن­جمله  توده­ها و سطح نخبگان فراهم شود در سطح دوم شاهد تحمل در بیان باشیم در واقع ادبیات ما نه تنها باید مدبرانه باشد بلکه باید حاوی نوعی آینده نگاری هنرمندانه باشد در سطح سوم باید شاهد تعقل در رفتار باشیم به این معنی که خرد سیاسی نقطه یقینی زهد عقلانی است که خود بازتاب ایمان عقلی است که خود آن نیز بازتاب ایمان عقلی است. حسین­بن­علی­(ع) می گوید نخست ایمان است و بعد از آن زهد و در محله بعد تعالی هر دو آن­ها یقین است.

این تحلیلگر مسائل بین­الملل در مورد رویکرد توکل در دستگاه دیپلماسی کشورمان خاطرنشان کرد: ما باید در رفتار به عقل یقینی تکیه کنیم و در طراحی هر گونه حرکتی جوانب مختلف آن را در ساحت­های گوناگون و متکثر مورد مطالعه دقیق قرار دهیم. آنگاه بر اساس آموزه­های دینی خود در عمل توکل خواهیم کرد.

وی ضمن تأکید برداشتن از سیره بنیانگذار انقلاب یادآور شد: معتقدم که بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی­(ره) چنین استراتژی را در عمل دنبال می­کرد در واقع قدرت هوشیارانه در عملکرد ایشان مشخص است. ایشان در فکر به بالاترین مرحله تمرکز رسیده بود در بیان نیز بسیار صبور بود. ایشان در رفتار متعقلانه عمل می­کرد و در حوزه عمل به نام و برای خداوند وارد عمل می­شد.

مطهرنیا با اشاره لزوم تغییر استراتژی سیاست خارجی کشورمان به دنبال انتخاب اوباما گفت: اکنون به گام پایانی عملکردها دل بسته­ایم و مقدمات ضروری صحنه عمل را فراموش کرده­ایم. قدرت هوشمند اوباما می­تواند از این ضعف بیشترین استفاده را داشته باشد ادبیات رادیکالانه، رفتار عجولانه و اقدامات واگرا و منفعل محصول همین نگرش است.

وی در ادامه ضمن تأکید بر لزوم وحدت در اعلام موضع توسط دستگاه دیپلماسی کشورمان افزود: اگر قرار است تیم پینگ پنگ بانوان آمریکا به ایران بیاید بهتر است که در همان آغاز موضع صریح ایران روشن شود و فضاسازی تبلیغاتی مدیریت شود. البته قبول صداهای متکثر را می­پذیریم ولی موضع­گیری نیازمند وحدت است.

این تحلیلگر مسائل بین­الملل در پایان ضمن نامناسب دانستن استراتژی قبلی کشورمان در مقابل رئیس جمهور جدید آمریکا یادآور شد: تحقیر رقیب در زمانی که از قدرت گیج برخوردار است جواب­های مثبت می­دهد هم­چنان که در دولت بوش نتایجی به دست آوردیم ولی بایداین نکته را در نظر داشته باشیم که اکنون با قدرت هوشمند اوباما مواجه هستیم. بنابراین ادامه این روش می تواند برای رقیب به یک فرصت تبدیل شود.

 





نوع مطلب: تحلیـل و بررسـی، 


کارشناس مسائل سیاسی

مهدی مطهرنیا متولد 1344،عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم و کارشناس مسائل سیاسی؛ صاحب تالیفاتی چون: قدرت، انسان، حکومت؛ تبیین نوین بر مفهوم قدرت در سیاست و روابط بین الملل؛ درآمدی بر تحلیل پدیده های سیاسی؛ هویت، خشونت و توسعه پایدار و دیپلماسی عمومی امریکا در برابر ایران.

صفحات جانبی
جستجو

آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :