بیست و نهم مرداد 88

امروزه افغانستان را باید در مجموعه واژگان اثربخش قرار داد؛ کلماتی که کاربرد آنها مجموعه ای از معانی و مفاهیم را در ذهن زنده می کند و در پرتو معانی و مفاهیم حاصل، گستره عمیقی از تأثیرات را بر ذهن هدایت می نماید. اما برای من افغانستان، یادآور غم، غریبی، ظلم، خشونت و خونریزی است. به عبارت صحیح تر، من با شنیدن نام افغانستان ملتی مظلوم را به یاد می آورم که یا در غم غربت به سر می برند، یا در وطن خویش با انواع خشونت و خونریزی از سوی کنشگران متعدد، رو به رو هستند.
اما امروز، افغانستان در آستانه یک انتخابات مهم قرار دارد، مردم افغان برآنند که پس از هشت سال از سقوط طالبان در کابل و ورود نیروهای بیگانه به این کشور، رئیس جمهور افغانستان را برگزینند. جدا از اهمیت این نهاد سیاسی در افغانستان جدید، عنوان «رئیس جمهور» حامل نام و نشان رهبری جمهور مردم است؛ از همین رو رئیس جمهور «موجود نمادین» ساختارهایی سیاسی است که با این نام خوانده می شوند و معرفی کننده شخصیت یک ملت در جامعه ملی و نظام بین الملل می باشد. پرسش اساسی برای بسیاری از تحلیلگران سیاسی آن است که آیا مردم افغانستان امروز، از ظرفیتهای لازم برای فهم این مهم برخوردارند؟ در پاسخ به این پرسش، بسیاری از جنبه های ایده آلیستی و وجوه آرمانی جوامع دموکراتیک توجه دارند و با تردید به این امر نگاه می کنند و گروهی دیگر به جنبه های عمل گرایانه کار می اندیشند و عبور از این مهم را لازمه حصول بر وضع مطلوب تر، خوانده اند. اما نگاه رئالیستی در این زاویه دید، هر دو جنبه را مورد تأیید قرار می دهد و در عین تأکید بر فقدان شاخصه های جامعه دموکراتیک در افغانستان، عبور از این مراحل را ضرورتی تردید ناپذیر برای حصول به جامعه دموکراتیک می خواند. بر مبنای این نگرش - واقع گرایانه- افغانستان امروز در مرحله گذار از ناآرامی و آشوبهای خشونت محور «به مرحله تحرکات سیاسی آشوبناک» قرار دارد. انتخابات در افغانستان، دالان عبوری است که این نقطه عزیمت را معنا و محتوا می بخشد و قوم گرایی قبیله محور موجود در افغانستان را بر مدار تحرکات و رقابتهای سیاسی، قرار می دهد. در این گذار، خشونتها از متن به حاشیه نخواهد رفت. بلکه محمل مترقی تری برای بروز و ظهور پیدا خواهد نمود؛ از این رو، فضای مناسبی را برای تبدیل «تهدید» های ناشی از آن به «فرصت» فراهم خواهد ساخت. این یک فرصت برای افغانستان امروز است که فردی چون «سلام راکتی» از رهبران طالبان، کاندیدای پست ریاست جمهوری است و وارد قواعد بازی حاصل از آن می شود؛ یا فردی چون «وکیل احمد متوکل» وزیر امور خارجه دولت طالبان در کابل آرام می گیرد و بر عدم شرکت و تحریم انتخابات تأکید دارد.

این در حالی است که انبوهی از نیروهای طالبان، به تهدید دولت ملی افغانستان می پردازند و حمله به مراکز رأی گیری در روز انتخابات را سیاست خود در قبال انتخابات اخیر بیان می کنند. اخبار متفاوتی از خرید و فروش آرا و امکان تقلب از افغانستان به سایر نقاط جهان مخابره می شود. یارگیری های قومی، قبیله ای برای کسب آرای بیشتر بویژه توسط دو کاندیدای اصلی رقیب یعنی حامد کرزای و دکتر عبدا... در جریان است. جامعه افغان امروز در التهاب دستیابی به نتیجه مطلوب، کاندیداهای مورد نظر خود را در جریان تحریک «هوش هیجانی» جامعه افغانستان، نهادینه می سازد و در این حالت است که نگرانیهای موجود در انتخابات از منظر خشونتهای جاری، در حجم قابل توجهی پس از انتخابات قابل پیش بینی می شود. این بدین معناست که فرضیه «تحرکات سیاسی آشوبناک» را در مقام گفتمان حاکم بر افغانستان آینده؛ محکم تر و نیاز به مدیریت بحران در پرتو مدیریت آینده زمان در افغانستان را ضروری می سازد.
تمامی نامزدها از دو نامزد اصلی رقیب - کرزای و عبدا...- گرفته تا دیگر کاندیداهای ریز و درشت در کنار یارگیری از اقوام و قبایل مختلف که یکی از بارزترین آنها تلاش در بهره برداری از بازگشت مجدد ژنرال دوستم به افغانستان بود، بر خروج نیروهای اشغالگر به عنوان یکی از مهمترین هدفهای خود تأکید کرده اند. این در حالی است که مکانیسمهای اتخاذی از سوی آنها برای حصول به این هدف، مشخص نیست و آمریکاییها به رهبری اوباما بر حضور وسیع تر و تلاش بیشتر ناتو برای تحرکات جدی تر و طولانی تر در افغانستان تأکید دارند. انگلیسی ها در مقابل افکار عمومی توده ها و نخبگان کشور خویش در برابر این پرسش قرار گرفته اند که آیا هزینه های انگلستان در افغانستان عقلایی و معطوف به فرمول منابع- منافع است.
انتخابات با تمام چالشهای موجود با حضور ناظران بین المللی در افغانستان انجام خواهد شد، اما این تنها آغازی بر یک پایان خواهد بود؛ پایان دوره خشونتهای بیگانه گریز به خشونتهای مرکز ستیز این برای آمریکاییها فرصتی را فراهم ساخت که از «طالبان» میانه رو در مقام وزنه تعادل و طالبان تندرو به عنوان ابزار در راستای توجیه و تفسیر، حضور بیشتر و استمرار ظهور در افغانستان بهره برند. یا شاید، زمینه ای برای اتحاد ملی افغانستان فراهم آید که در پرتو آن، خروج نیروهای بیگانه از افغانستان را تسریع نماید. این گزاره بسیار مطلوب است، اما به همان اندازه بعید به نظر می رسد.

روزنامه قدس





نوع مطلب: مقالات، 


کارشناس مسائل سیاسی

مهدی مطهرنیا متولد 1344،عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم و کارشناس مسائل سیاسی؛ صاحب تالیفاتی چون: قدرت، انسان، حکومت؛ تبیین نوین بر مفهوم قدرت در سیاست و روابط بین الملل؛ درآمدی بر تحلیل پدیده های سیاسی؛ هویت، خشونت و توسعه پایدار و دیپلماسی عمومی امریکا در برابر ایران.

صفحات جانبی
جستجو

آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :