چارلز هرمان معتقد است: «موقعیت بحرانی اهداف تراز اول نهاد تصمیم گیرنده را به خطر می اندازد؛ زمان لازم برای پاسخ دهی و اجرای تصمیمات را بشدت محدود می کند و تحقق چنین موقعیتی به سردرگمی و غافلگیری اعضای نهاد تصمیم گیرنده منتهی می شود.»
برخی از متخصصان در تعریف «بحران» از واژه هایی استفاده می کنند که به «شگفت زدگی» به مثابه یک شرط ضروری می نگرند و بر زمان «محدود» برای پاسخگویی به آن تأکید دارند. این در حالی است که به قول «میشل فوکو روینکنفیلد» بحرانها از چهار مرحله «تولد»، «شکوفایی» «فروکش» و «پیامدها» عبور می کنند.
در نگاهی گذرا به سیر تحول پرونده هسته ای ایران به عنوان بافت متن اصلی، موضوع بحث حاضر از یک سو و آن سوتر نگاه به آمریکا و تغییر حاکمان کاخ سفید از نو محافظه کاران حکومتی متکی بر قدرت سخت به نو دموکراتهای اوبامائیستی متکی بر «قدرت هوشمند»، فرضی یا بهتر بگویم؛ گمان من آن است که پرونده هسته ای ایران از نظر سیاسی در آینده نزدیک وارد سربالایی مرحله شکوفایی خواهد شد.

آمریکایی ها در چارچوب دستورالعمل گزارش مؤسسه CSIS توسط جوزف نای و آرمیتاژ، برآنند که ایران را در راستای بهره برداری از فضای گفتمانی ناشی از قدرت هوشمند در عرصه سیاست خارجی آمریکا، به سمت بیان یک «صدای بزرگ» هدایت کنند. برای آنها، محتوای این «صدای بزرگ» چه بیانگر یک «نه بزرگ» و چه نشان دهنده یک «آری بزرگ» باشد؛ چندان تفاوتی ندارد، چون در اندیشه جمهوری اسلامی وارد کردن ایران به تشک جودوی آمریکا برای بیان یک «صدای بزرگ»، قدرت پرتاب آمریکا را در هر دو پاسخ افزایش خواهد بخشید.
قدرت هوشمند تلفیق معنادار قدرت سخت و قدرت نرم به گونه ای است که اعمال قدرت سخت در پرتو به کارگیری قدرت نرم، جنبه حقانی پیدا می کند. معتقدم آمریکایی ها با هوشمندی فزونتر نسبت به گذشته، نظریه شمشیر ژان سالیبوری را در صحنه برخورد با ایران باز تعریف نموده اند، زیرا از یک سو از مذاکره مستقیم با ایران سخن می گویند و از طرف دیگر مقدمات ضروری و بنیادهای تحریمهای مؤثرتر بر ایران را فراهم می سازند. در یکی قدرت نرم جریان دارد و در دیگری قدرت سخت ساری است تیم سیاست خارجی نو دموکراتها به خوبی بر این امر آگاهی دارند که با ارائه مذاکره مستقیم با ایران و بیان مکرر آن؛ ایران را با وضعیتی رو به رو سازند که «کلام محور» است و آن را بین صفر و یک قرار می دهد. از سوی دیگر این تأکید بر مذاکره مستقیم حوزه های متعدد جغرافیای امنیتی- سیاسی از جمله اعراب، اسرائیل، اروپا و حتی روسیه و چین را حساس می کند و هر یک بر مبنای حساسیتهای تعریف شده خود نسبت به احتمال حل مسائل ایران و آمریکا وارد عمل می شوند. اینجاست که آمریکایی ها می خواهند با یک تیر، دو نشان بزنند. افکار عمومی در سطح توده ها را به سوی این معنا جلب می کنند که ما آماده تعامل با ایران هستیم و توپ در زمین ایران است و افکار عمومی در سطح نخبگان را به این سمت سوق می دهند که حل مسائل ایران و آمریکا می تواند پیامدهای بزرگی در بازیهای بین المللی به دنبال داشته باشد.
به همین سان در سوی دیگر بازی، آمریکایی ها آماده تحریمهای مؤثر یا به قول خانم هیلاری کلینتون تحریمهای فلج کننده در ارتباط با ایران هستند. مصوبه سنای آمریکا با هدف اعمال فشار بر ایران برای توقف غنی سازی اورانیوم، تجهیز توپخانه آمریکایی ها در خط مقدم اجماع جهانی علیه ایران در فضایی است که بر اثر اختلافهای درونی در ایران پیش از تعطیلات کنگره آمریکا روی میز مجلس نمایندگان قرار گرفت، تا پس از پایان تعطیلات و در آستانه نشست گروه 20 و زمان بندی اعلام شده در گروه 8 ، از آن به موقع بهره برداری شود.
آمریکایی ها از یک سو به جای صدور ترس به جهان، خوش بینی صادر می کنند و از سوی دیگر کشورهای هدف خود را با مدیریت بحران به سمت ثبات نسبی رهنمون می سازند؛ تا برای تجهیز منطقه و جهان در برابر مهم ترین چالش جغرافیایی در برابر اهداف خود، آماده سازند. آینده نزدیک شاهد اقدامهایی از سوی آمریکا خواهد بود که ایران را به سمت یک «صدای بزرگ» سوق دهد؛ به یاد داشته باشیم، آمریکایی ها به دنبال یک «صدای بزرگ» هستند؛ نه یک «صدای بلند».
در برابر قدرت هوشمند؛ باید هنرمندانه «قدرت هوشیارانه» را به میدان آورد.

روزنامه قدس





نوع مطلب: مقالات، 


کارشناس مسائل سیاسی

مهدی مطهرنیا متولد 1344،عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم و کارشناس مسائل سیاسی؛ صاحب تالیفاتی چون: قدرت، انسان، حکومت؛ تبیین نوین بر مفهوم قدرت در سیاست و روابط بین الملل؛ درآمدی بر تحلیل پدیده های سیاسی؛ هویت، خشونت و توسعه پایدار و دیپلماسی عمومی امریکا در برابر ایران.

صفحات جانبی
جستجو

آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :