جهان آینده فراتكثرگرای مدنی است. سطوح بازی در این جهان از سه سطح كلان به حداقل پنج سطح فعال كلان تبدیل خواهند شد؛ سطوح میان فراملی و میان فروملی به این سطوح اضافه خواهد شد. انقلاب اسلامی بر آن است كه هویت خود را حفظ كند و در عین حال در چنین دنیایی «تداوم» داشته باشد.
الگوی تصمیم سازی و تصمیم گیری در این جهان با این مختصات باید متناسب با آرایش شكلی و آرایش محتوایی این سیستم شكل پذیرد. آیا الگوهای سه گانه واقع گرایی، پراگماتیستی و ایدئولوژیك جوابگوی تئوریك و الگوسازی تصمیم گیری در حوزه سیاست خارجی خواهد بود؟ یا باید در پی بازآفرینی الگوی جدیدی بود كه متناسب با آنچه گفته آمد بتواند پارادوكسهای موجود را به پارادایم تبدیل كند؟ الگویی كه در آن منافع ملی و اهداف ملی تعریف پذیرفته درچارچوبه هویتی انقلاب ملت ایران و استمرار این انقلاب، درصدر قرار گیرد و روح تمام تصمیم سازی و تصمیم گیریها، متأثر از ایدئولوژی باشد. این كه ما «ایدئولوژی» را در رأس همه امور قرار دهیم؛ نه تنها در جهان امروز و بیش از امروز در دنیای آینده جوابگو نیست؛ بلكه در همین حال و درگذشته نیز نمادی منطقی برای حرمت نهادن به دین و ایدئولوژی به نظر نمی آید. «دین» و «ایدئولوژی» چیزی در ردیف توسعه و رشد، یا امنیت منطقه ای و امثال اینها نیست كه در هرم منافع ملی در رأس قرار گیرد و هم سنخ با آنها انگاشته شود، بلكه یك بار مفهومی و هویتی بسیار فربه دارد كه بایسته است به عنوان اصل بنیادین در باز تعریف دیگر وجوه منافع ملی به آن اهمیت بخشید.
ادامه مطلب
طبقه بندی:
درنگ های تنهایی، نوشته شده در تاریخ بیست و نهم خرداد 86